ترانه های باران...

خوب خبر جدیدی ندارم. راستی سلام.

فردا نتیجه تقسیم بندی گروه ترجمه رو می دم.

و از دنیای هری پاتر خبر جدید اینکه سایت رسمی هری پاتر امشب به روز خواهد شد و نمای مخصوص فیلم پنجم رو به خودش می گیرد. برای  رفتن به سایت اینجا را کلید کنید.

و خوب دیگه حرفی نیست اگه خواستین داستان کوتاه دیگه مو بخونین. این داستانا رو الان ننوشتم که. قبلا نوشتم. راستی سعی می کنم این بار جغد ها رو جواب بدم. البته اگه توی این پست بحث نکنین و فقط سوال هاتون رو بپرسین.

خوب دیگه عزت زیاد. خدانگهدار

باران

ترانه ای که باران روی پنجره ها می نوازید فکر بیرون آمدن از خانه ها را از هر کسی دور می کرد. ولی در این میان دخترکی بود که باران همیشه از اشک های او برای باریدن اجازه می گرفت.

نام او باران بود. به آرامی در خیابان قدم می زد و اجازه می دید باران خود را با اشک هایش تبرک کند. اندی پیش آخرین سرمایه خود، مادرش را نیز از دست داده بود. و حالا در این دنیای تاریک تنها شده بود. تنهای تنها.

آنقدر قدم برداشته بود که علاوه بر خودش راه را نیز گم کرده بود. و ایستاد. سرش را به دیوار تکیه زد و باز گریست.

صدای قدم هایی با متانت و محکم، سرش را بالا آورد. مردی تنومند پوشیده در بارانی بلند سرش را پایین انداخته بود و به سمت او نزدیک می شد. بعد گویا سنگینی نگاهش را احساس کرد. بالا را نگاه کرد. اشتباه می کرد؟ چشمان مرد هم می بارید یا باران بود؟ نمی شد فهمید. مرد نایستاد.

صدای هق هق دخترک بود که مرد ایستاد. برگشت و به باران نگاه کرد. نگاهش را پایین آورد. و روی دخترک انداخت. نه اشتباه نشنیده بود. صدای دخترک بود. چند قدم جلوتر برداشت، لبخندی زد و اجازه داد لبانش سلام کند. اندوهی که در چشمان دختر موج می زد اجازه نگاه کردن را نمی داد ولی دخترک همچنان امیدوار به او خیره شده بود. نگاهش را بالا آورد.

باران گویا همه چیزش را یافته بود. چشم از چشم مرد بر نمی داشت. می ترسید او را گم کند. حتی به خود جرئت نداد پلکی بزند.

پایان اول:

ناگهان رعد و برقی چشمش را زد. پلکی برداشت. روبرویش دیگر کسی نبود. باز پلکی زد. به این امید که این بار مرد را ببیند. باران شدت گرفته بود.

خود را از دیوار جدا کرد و شروع به قدم زدن کرد. ابرها را نگاه کرد که معصومانه از او اجازه قطع باران را می خواستند. و می خواست اجازه دهد ولی اشک ها امانش نمی داد. باران می بارید.

درون خانه ها همه به ترانه زیبای باران روی شیشه ها گوش سپرده بودند و حتی گمان نمی کردند کمی دورتر از آنها کسی از تنهای به خود می پیچد. باران می بارید. گاه آرام می شد و گاه شدت می یافت. و کسی دلیل آن را نمی دانست.

پایان دوم:

خندید. ابرها خنده ای کردند. بلند. آنقدر بلند که صدایش زمین را لرزاند. باران آرام آرام بند می آمد.

دو فرزند باران دست در دست یکدیگر به خیابانی قدم می گذاشتند که کم کم مهمان غریبه ها می شد.

مردم نمی دانستند باران چرا اینقدر زود قطع شده بود. ابرها چه زود خداحافظی کرده بودند.

مدتی بعد ابرها باز گشتند. باران تندی گرفت. دخترکی دیگر قدم در خیابان نهاده بود.

خیانت ...

سلام بچه ها.

این پست رو زدم ولی حرف زیادی برای گفتن ندارم.

به زودی فصل های کتاب هفتم رو بین اعضای گروه ترجمه تقسیم می کنم. و لیست رو اعلام می کنم. بعد در صورتی که اعتراضی بود در نظر می گیریم. ما فعلا کل کتاب را ۳۰ فصل در نظر می گیریم.

بچه ها جدیدا روی چند تا داستان کوتاه کار کردم که ربطی به هری پاتر نداره. این داستان رو در ادامه مطلب گذاشتم. اگه شد برید بخونید و نظرتونو بگین. اگه نشدم که هیچ.

خوب دیگه عزت زیاد. خدانگهدار

برای خواندن داستان کوتاه غیر هری پاتری من ادامه مطلب رو مطالعه کنید.

خیانت

سکوت، سکوت و سکوت. یک صندلی که به پشت روی زمین دراز کشیده است. پاهایی که آخرین لرزش های خود را تجربه می کرد. کمی بالاتر چشمان کم سن و سال دخترک کم کم بسته می شد و تاریکی را به وضوح می دید... صحنه هایی سریع و تند به چشمانش رسید. آنقدر توان نداشت که صحنه ها را از ذهنش دور کند.

یک تصویر از میان بریده های زندگی اش واضح تر می شد. دختری با موهای آبشار مانندی که به مشکی می زد دست در دست سروی تنومند در میان باریکه جنگلی محو می شدند. دخترک پلکی زد. همان پسر از چشمانش، کنار لبش رگه ای از خون جاری بود. و همان دختر با نگاهی از آتش، چوبی در دست و راضی از انتقامش لبخند می زد.

نگاه شکست خورده پسرک را فقط آیینه دید و شکست. غم، تنهایی و غروری پا برجا.

و تاریکی... سکوت و سکوت. قطره های آب، شعله های آتش و باز دخترک و همان لبخند تلخ. راضی ار پیروزی اش، خسته در خانه را باز کرد. برگی روی زمین افتاد. نگاه دخترک، سرد و خشن سقوط برگ را دنبال کرد. دست خط را می شناخت. ترسید، نشست و باز سکوت.

گرما آرام آرام بدنش را ترک می کرد. سعی کرد یک بار دیگر چشمانش را باز کرد. تصویر نامه را کنار اتاق دید. خواست آهی بکشد. خس خسی گلویش را ترک کرد. و بعد روحش بدنش را.

باد نامه را حرکتی داد. نامه ای که همه چیز را عوض کرده بود. همه چیز را...

پسرک کمی دورتر در اتاقی سرد چشمانش را بست. شکست خورده بود. نگاه تلخ دختر را به یاد داشت. آخر او که گناهی نداشت. عکس ها را او پخش نکرده بود. همه چیز را برای دختر نوشته بود. چرا؟ او که با این وجود دخترک را لحظه ای ترک نکرده بود. سرش را روی زمین گذاشت. تنها و خسته. بدنش سرد شد.

سکوت، سکوت و سکوت... چیزی که در دفتر روزنامه صبح وجود نداشت. روزنامه ای زرد که تیتر آن روزش این بود:

دختری که تصاویر غیر اخلاقی اش پخش شده بود پس از کشتن عامل پخش فیلم خودکشی کرد.

نامه پسرک در جوب آب شنا می کرد و جلو می رفت. نامه ای که همه چیز را عوض کرده بود.

 پایان

اطلاعات گروه ترجمه

سلام.

خوب دوستان امروز می خوام در مورد گروه ترجمه و ویرایش حرف بزنم:

مسئولیت های گروه ترجمه: گروه اعضای ترجمه وقتی که کتاب انگلیسی از طریق ایمیل به دستشون رسید باید طی فرصتی که براشون اعلام شده متن رو ترجمه و تایپ کنند و به صورت فایل داکیومنت برای مسئول گروه ترجمه ارسال کنند.  اعضای گروه در جریان باشند که در هر جای کار اگر ترجمه دیگری زودتر به دست ما برسد ما از آن ترجمه استفاده خواهیم کرد.

مسئولیت گروه ویرایش: اعضای گروه وقتی فصل های مربوطه از طریق مسئول گروه به آنها ایمیل شد باید در زمان مشخص شده به متن سلیس ویرایش می کنند و به ایمیل مسئول گروه ارسال می کنند.

مسئولیت های مسئولین گروه ترجمه و ویرایش: این دو نفر سخت ترین کار را در گروه انجام می دهند لذا باید در جریان باشند که در زمان ترجمه همه وقتشان گرفته خواهد شد و با اطلاع از این موضوع مسئولیت را به عهده بگیرند. این افراد باید با اعضای گروه در ارتباط باشند. مسئول گروه ترجمه(م.گ.ت) باید بعد از دریافت ایمیل متن انگلیسی کتاب آن را برای اعضای گروه ایمیل کند و سپس با پیگیری مداوم به ترتیب زمانی کتاب را از مترجم ها دریافت کنند و برای مسئول گروه ویرایش بفرستند. مسئول گروه ویرایش (م.گ.و) باید متن فارسی را برای اعضا بفرستد و با پیگیری از آنها دریافت کند و در نهایت برای من یعنی ایمیل اصلی گروه ترجمه بفرستند.

خوب این از این و اعضای گروه تا به حال عبارتند از:

ترجمه: سورنا رئیسی، افسانه رضایی، کاوه خلیل زاده، سارا بلیک، محمد باقری، سالار کابلی، عیسی هدایتی، مسعود ناسوتی، محمد سلاحورزی، رعنا اسماعیلی، شکیب شیخی، علی مجلسی، آرش شیرزاد، سینا سلیمانی، سعید فتوحی، اشکان ظفری،

ویرایش: یاشار نقدی، مانا، پارمیس، سارا.س

کسانی که برای مسئولیت پیشقدم شدند عبارتند از: سورنا رئیسی، محمد سلاحورزی، سینا سلیمانی، پاراواتی برای گروه ترجمه و سارا.س و پارمیس برای گروه ویرایش.

اگر کسی از قلم افتاده است با ایمیل گروه ترجمه یعنی tarjome.team@gmail.com ارتباط برقرار کنید.

چند فیلتر شکن جدید: 1   2   3

عزت زیاد. خدانگهدار

به به!!

سلام بروبکس

خوب اول یه سری خبر از دنیای هری پاتر. در مرحله اول چند تا عکس از فیلم پنج هست که می بینیم:

1   2   3   4   5   گراوپ   چند عکس جدید

راستی می دونستین میزان پیش فروش کتاب پنجم در آمازون به یک میلیون رسیده است؟ و انتشارات ۱۲ میلیون در چاپ اول چاپ خواهد کرد که یک رکورد است. کتاب صوتی هفتم هم ۲۱ جولای در ۲۱ ساعت عرضه خواهد شد.

و دیگه اینکه قراره انتشارات شولاستیک یک باکس کامل از کتابهای هری پاتر بده بیرون که عکس رو می تونید با کلید کردن اینجا ببینید.

این از این و اما بعد در مورد ترجمه. تا حالا افراد زیر با ایمیل جدید گروه ترجمه تماس حاصل کرده اند.

ترجمه: سورنا رئیسی، افسانه رضایی، کاوه خلیل زاده، سارا بلیک، محمد باقری، سالار کابلی، عیسی هدایتی، مسعود ناسوتی، محمد سلاحورزی،

ویرایش: مانا، پارمیس، سارا.س

از سایر دوستانی که در گروه ترجمه بودند هم خواهش می کنم هر چه زودتر با ایمیل tarjome.team@gmail.com  تماس حاصل فرمایند. چون می خوایم لیست پیشنهادی ترجمه و مسئول گروه رو اعلام کنیم.

عزت زیاد. خدانگهدار.

بازم ترجمه؟

سلام.

به به. دست پویای گل درد نکنه که واقعا گل کاشته. ممنون و دمت گرم.

خوب و اما امروز. باید یه مطلب مهم رو در مورد گروه ترجمه بگم. از اونجا که اسمها قاطی شده لطفا همه اعضای گروه ترجمه و ویرایش یک ایمیل به ایمیل مخصوص گروه ترجمه بزنن و خودشون را با اسم معرفی کنند. اونایی که تلفن دادند هم دوباره بدهند و سرعت ترجمه رو هم بنویسند. کسانی که در خواست سرپرستی داشتند هم بگن. و به زودی سرپرست رو می گم همین طور لیست مشخص شده برای ترجمه رو هم می گم.

خوب و اما ایمیل گروه ترجمه هری پاتر ۲۰۰۰ عبارت است از:

tarjome.team@gmail.com

ویرایش: و اما چند فیلتر شکن جدید: 1  2  3  4

ویرایش ۲: و چند فیلتر شکن جدید: 1   2   3

از همه شما متشکرم. به قول فاطمه، خواهرم(همون هرمیون): شاد باشید و سربلند.

و به قول خودم عزت زیاد!

خبر خبر

سلام بچه ها من پویام اومدم براتون آپ کنم .

سه پستر جدید از کاراکترهای محفل ققنوس

سه پوستر جدید از سه کاراکتر اصلی فیلم هری پاتر و محفل ققنوس منتشر شده است که با کلیک روی لینک های زیر می توانید مشاهده کنید:
- پوستر هری پاتر
- پوستر هرمیون گرنجر
- پوستر رون ویزلی

یک پوستر جدید سوئدی از فیلم هری پاتر و محفل ققنوس منتشر شده است که در اینجا می توانید مشاهده کنید. این پوستر اعضای ارتش دامبلدور که شامل هری، رون، هرمیون، نویل، جینی و لونا می شود را به تصویر کشیده است.

تعداد 49 عکس جذاب، جدید و بزرگ از کتاب پوستر محفل ققنوس منتشر شده است. عکس های جدیدی از هری، رون، هرمیون، چو، کراب، گویل، پروفسور مک گوناگل، سیموس فینیگان، لونا لاوگود، فرد و جرج، پروفسور اسنیپ و ...

این عکس ها را در اینجا مشاهده کنید.

عکس های جدیدی از کتاب پوستر هری پاتر و محفل ققنوس در انجمن Livejournal منتشر شده است

.دین توماس (الفی ایناک)، سیموس فینیگان (دوون موری) و نویل لانگ باتم (متئو لوئیس)
- تانکس (ناتالیا تنا) و مودی چشم باباقوری (برندان گلیسون)
- جینی ویزلی (بانی رایت)
- لونا لاوگود (ایوانا لینچ)
- فرد و جرج ویزلی (جیمز و الیور فلپس) و رون ویزلی (روپرت گرینت)
- خانواده ویزلی
- هری غمگین (دن رادکلیف)
- تانکس (ناتالیا تنا)

جادوگر ماه می  کسی نیست جز هلگا هافلپاف!
رولینگ در وصف او اینطور نوشته است:
(مربوط به قرون وسطی، تاریخ دقیقی مشخص نیست)
یکی از چهار بنیانگذاران اصلی هاگوارتز، هافلپاف بیشتر به خاطر زبر دستی اش در طلسم های مربوط به غذا مشهور بود. بسیاری از دستورالعمل های سنتی غذایی بکار رفته در هاگوارتز در اصل توسط هافلپاف ابداع شده بود.به هلگا و دانش آموزان گروه هافلپاف درود می فرستیم.

روزنامه یو اس ای تودی در مقاله ای برای تحلیل کتاب های تابستان 2007 در مورد اینکه چرا کتاب هری پاتر و قدیس های مرده وار را کتاب تابستان امسال میداند بحث جالبی کرده است.
در مقاله اشاره شده است که بر اساس بررسی ها از کتاب فروشی های اینترنتی مانند آمازون، بارنز اند نوبل و بوردرز آخرین کتاب از سری هری پاتر " بالاترین میزان پیشفروش در کل تاریخ" را داشته است.
رییس دفتر بخش اجرایی بارنز اند نوبل گفته :
« در آخر هفته ای که کتاب قدیس های مرده وار منتشر شود فروش آن از فروش آخر هفته هر فیلم هالیوودی که تا کنون اکران شده است خواهد گذشت. و فکر میکنم این خبر جالبی است.»
« هری پاتر این عقیده را تقویت میکند که خواندن یک کتاب شاید بهترین نوع تفریح ممکن باشد»
همچنین مقاله اشاره کرده است که بسیاری از کتاب فروشی ها قصد دارند در نیمه شب انتشار کتاب در 21 جولای مهمانی هایی را ترتیب دهند. برای دیدن فهرست آنها سایت PotterParties.com را چک کنید.

افکتهای ویژه و اکشن برای اولین بار در محفل ققنوس!

چندین کمپانی انمیشن سازی و افکت گذاری معروف دنیا از جمله CFC در ساخت فیلم هری پاتر و محفل ققنوس مشارکت داشته اند.
این کمپانی ها در مراحل ساخت فیلم محفل ققنوس برای اولین بار صحنه های اکشن و خارق العاده ای را بکار برده اند.
یکی از این کمپانی ها با نام Framestore CFC صبح امروز در خبری اعلام کرد که این کمپانی در کار ساخت فیلم جدید هری پاتر نقش داشته است.
این کمپانی در تشریح جزئیات افکتهای بکار رفته در فیلم محفل ققنوس نوشت:...



هری پاتر و محفل ققنوس (زمان انتشار در بریتانیا و ایالات متحده امریکا، روز 13 جولای)
سالی دیگر، با سرگذشت ماجراهای جادویی دیگر. کمپانی Framestore CFC از آغاز با فیلمهای هری پاتر در خلق افکتهای VFX همراه بوده و در فیلم جدید هری پاتر، سرگذشت پنجمین سال نیز با شدت بیشتر همکاری کرده است.
ما با سختی و دقت خیلی زیاد بروی موجودات خیالی فیلم کار کردیم، بیش از 100 موجود با نام سنتائورها، جن خانگی با نام کریچر، خلق ققنوس یا فاوکینز و خیلی از همه جور افکتهای جادویی را در فیلم محفل ققنوس خلق کرده ایم.

نمونه ای از این افکتها در تریلر دوم و سوم محفل ققنوس که در هفته های پیش منتشر شد وجود دارند.

یک مصاحبه جدید با اما واتسون، در آخرین شماره مجله ایتالیایی "Donna" صورت گرفته است و به لطف یکی از بازدیدکنندگان سایت TLC اسکن آن را در اینجا می توانید مشاهده کنید. در این مصاحبه جدید، اما در مورد نقش اش، هرمیون گرنجر برای فیلم آخر یعنی هری پاتر و محفل ققنوس صحبت کرده است، همچنین در مورد اینکه آرزو دارد به دانشگاه برود و احتمالا بیشتر به مسافرت خواهد رفت و میخواهد روزی در فرانسه زندگی کند، حرف زد. اما نظرش را در مورد فیلم جدید گفته است و در مورد نقش هرمیون گفت:

بقیه در ادامه خبر...
 

"بله، اما بعضی چیزها این دفعه تغییر کرده است: هرمیون موضع مخالف پروفسور آمبریج گرفته است، که می خواهد مانع یادگیری و علم دانش آموزان شود. هرمیون، که خیلی باهوش است و همیشه خواهان یادگیری است نمی تواند این وضعیت را تحمل کند و رهبری یک گروه شورشی را بر عهده می گیرد. که یه کم هم عجیب است، چون همیشه اون مخالف نقض قوانین بوده و حالا میخواد اینکار رو انجام بده. در این فیلم اون یاد میگیره که همه چیز رو از زوایای گوناگونی نگاه کنه."

این بازیگر دختر جوان همچنین از جی.کی.رولینگ صحبت کرد و گفت که ارتباط نزدیکش رو با اون هنوز حفظ کرده و جو صداش میکنه "همیشه خیلی بشاش و فروتن هست." اما واتسون همچنین در مورد رمان ها صحبت کرد و از همه مهمتر در مورد روابط کاراکتر هرمیون گرنجر و رون ویزلی گفت.

دوستون دارم بای

قوی ترین سایت هری پاتر در جهان!!

سلام بچه ها.

امروز یه کم تو اینترنت چرخ می زدم که تو این فرصت یه سر به سایت دیوانه ساز ایرانی زدم.

خوب باید بگم که واقعا متحیر شدم که این بشر چقدر فوق العاده کار کرده است. یعنی باید بگم بهترین سایت ایرانی در زمینه هری پاتر هست که باید بگم حتی از سایت های انگلیسی هم ناب تر هست. قسمت ویدئو، عکس و داستان های این سایت کامل هست و همه لینک ها سالم و با سرعت بالا هستند. غیر از قسمت فن فیکشن این سایت که یه خورده ضعیف هست در سایر قسمت ها بسیار قوی کار کرده است.

یعنی باید بگم که اگه همیشه می خواین در جریان بهترین خبر ها و عکس ها و فیلم ها در مورد هری پاتر باشین کافیه به این سایت سر بزنین.

خوب بعید می دونستم یه روز این رو به کسی بگم ولی با این همه زحمتی که کشیده واقعا...

با کلید کردن اینجا می تونین برین سایتش رو ببینید. مدیر سایت امید کرات عزیز هست. اگه سایت فیلتر شده بود در حال حاضر می تونید از لینکهای 1 و 2 و 3 که فیلتر شکن هستند استفاده کنید.

این از امروز. به زودی یه پست می زنم در مورد برنامه ترجمه و لیست کامل گروه ترجمه.

عزت زیاد. خدانگهدار

فقط چند خبر!

خوب خوب... اوضاع خوبه؟ راستی سلام.

هی عجب اوضاعیه هان.. بگذریم. اخبار جدید اینکه سایت ارتش دامبلدور راه اندازی شد و اینجا است.

عکس های پشت صحنه فیلم پنجم هم اینجاست.

پوستر جدید فیلم پنجم با کیفیت بالا هم اینجاست.

خوب دیگه همینا بود.

قبل از اینکه بزنینم جیم کنم دیگه. آره قربونش! عزت زیاد!

اخبار جدید از فیلم پنجم

سلام بچه ها

خوب به نظرم تریلر اصلی فیلم پنجم هم رسید و می تونید برای دانلود اینجا را کلید کنید.

حجم دانلود زیاد هست برای همین اگه می خواین حدود صد عکس جدید از فیلم رو ببینید اینجا برید و عکس ها رو ببینید. همین طور پوستر جدید محفل ققنوس هم اینجا است. نمایی از سایت فیلم پنجم هم اینجا است. و چند عکس جدید:

فرد و جرج   آمبریج   هری و چو و...   بلاتریکس

همچنین لینک های دیگری از تیزر فیلم پنج با حجم های مختلف هم هست:

کوئیک تایم: کوچک   متوسط   بزرگ   بسیار بزرگ

میدیا پلیر: کوچک   متوسط   بزرگ   بسیار بزرگ

ویرایش: یک لینک دیگه از تریلر هم هست که ۱۳ مگابایت هست و اینجا است.

سایت دیوانه ساز هم یک تریلر رو با ۱۷ مگابایت و کوئیک تایم زده که می تونید از اینجا دانلود کنید.

همچنین در این سایت متنی در ۲۸۱ صفحه و ۲۸ فصل اومده که منتسب به کتاب هفتم هری پاتر هست. ولی بنده شک دارم که متن اصلی کتاب باشد. به هر صورت برای دانلود این متن اینجا را کلید کنید.

خوب این از این. اخبار ترجمه و سایر چیزا رو توی پست بعدی بهتون می گم. شاید هم همین جا ویرایش کنم.

عزت زیاد. خدانگهدار

قوانین ترجمه

سلام بچه ها

خوب به نظرم تیم ترجمه دیگه تکمیل شد. و اگه همه چی درست پیش بره در عرض یک هفته کل کتاب رو ترجمه می کنیم. البته اگه همه چیز درست پیش بره.

خوب از دوستانی که تمایل دارند مسئولیت کل گروه ترجمه رو به عهده بگیرند درخواست می کنم که بهم ایمیل بزنند تا بینشون رای گیری کنیم ولی بگم که مسئولیت سنگینی هستا!

کارمون به این صورت هست که به زودی یک لیست مخصوص ترجمه برای اعضای گروه ترجمه رو اعلام می کنیم. به محض رسیدن کتاب لینک دانلود متن انگلیسی رو براتون می ذاریم و بعد هر مترجمه بین 1 تا 3 رو ترجمه می کند. و متن ترجمه رو برای مسئول گروه می فرستد. مسئول گروه متن ها را برای ویرایش بین گروه ویرایش تقسبم می کند و در نهایت به صورت پی دی اف فصل ها رو به صورت مجزا جهت دانلود در هر روز 5 فصل قرار می دهد.

و حالا اعضای کامل تیم ترجمه:

محمد سلاحورزی، کاوه خلیل زاده، رعنا اسماعیلی، سارا محمود نژاد، سعید فتوحی، اشکان ظفری، مسعود ناسوتی، سامان، سالار کابلی، شکیب، علی، محمد باقری، سینا سلیمانی، عیسی هدایتی،  آرش شیرزاد، محمد ج، سارا.س، افسانه رضایی، یاشار نقدی، محمد. ن ، خودم و هرمیون. .

اگه اسم کسی رو جا انداختم لطفا حتما به ایمیل من بگین. راستی یک ایمیل جدید برای ترجمه به زودی درست می کنم که ایمیل ها قاطی نمی شه.

و اعضای تیم ویرایش:

مانا، مهرسا پاینده، پارمیس، نازنین

اگه اسم کسی رو جا انداختم لطفا حتما به ایمیل من بگین

خبر خیلی خاصی ندارم. همینا بود. اینقدر هم دعوام نکنین. داستان رو تمومش می کنم دیگه!

مخلصیم. عزت زیاد. خدانگهدار