![]() |
... هری پاتر و |
![]() |
| هری پاتر و ... عکس، فیلم، داستان، خبر |
|
مکانی برای یک قول دو قول!
|
|
لطفا از به کار بردن کلمات غیر اخلاقی، و شرکت در بحث های سیاسی و اعتقادی بپرهیزید.
سلام دوستان این قسمت مخصوص بحث بین کاربران وبلاگ و در مورد موضوعات هری پاتر هست. در صورتیکه که پنج نفر اول موضوعی پیشنهاد کردند بهتر است در آن مورد بحث کنید. متشکرم. توجه! توجه! حالا من یه قسمت باحال بهش اضافه می کنم. اگه گفتین چیه؟ بله اسم و فامیل. خیلی بازیه باحالیه. امروز هر کی یه اسم می گه. نفر دوم باید با آخر حرف اون اسم یه اسم دیگه بگه. در ضمن کسی هم حق نداره تکراری بگه وگرنه می سوزه! خوب ببینم چی کار می کنین هان! توجه کنید: در صورتیکه نظری و یا نقد و ایده ای دارید در پست قبل بیان کنید.... جغدهای در این قسمت پاسخ داده نمی شود.... متشکریم... شاد باشید و سربلند. خدانگهدار |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 13:52 توسط هرمیون گرنجر|
|
|
گول خوردین. بازم منم!
|
|
سلام بچه ها. خوبین؟ دیدم هرمیون نیومده نوبتشو گرفتم و بازم خودم اومدم. یعنی من کیم؟ آفرین! داداش هرمیون. و بله داستان هرمیون خانم رو دارم. کم کم داره جالب می شه. این پایین دانلودش کنین: ولی خوب متاسفانه کسی دیگه داستانش آماده نیست و داستان خودم هم هفت- هشت صفحه آخرشه. سعی می کنم تا آخر هفته بعد حتما بدم. راستی بچه ها این موزیکی که گذاشتم براتون مال موبایل نوکیا هست فکر کنم. خیلی این موزیک ترانس جالبه. عرض کنم که به زودی با یه ملودی وبلاگ هری پاتر ۲۰۰۰ و خوش آمد گویی جالب عوض می شه. عرض کنم که از دنیای هری پاتر خبری نیست مگر اینکه فروش فیلم هری پاتر ۲۰ میلیون دلار رشد کرد. و همین. خوب می تونید عکس روز رو اینجا ببینید. می دونین که معدنش هم اینجاست. و عکس روفوس عزیزمون هم اینجاست. فکر کنم عکس چهارمشون بود. بعد اینکه چند نفر از دوستان از جمله لی جردن و رعد سیاه گلمون چند موضوع نظرسنجی فرستادند که در قسمت نظرسنجی استفاده می کنیم. دستشون درد نکنه. دیگه اینکه یه فلش اوشکل هم هست که با کلید کردن اینجا ببینین. حالشو ببرین. بله. مطلب طنز داریم ولی باهاتون قهرم. دیگه هم نمی نویسم. چون هیچی نظرتون رو در مورد مطلب طنز نمی گین. بچه های بد! خوب برای دانلود پنجمین مطلب طنز اینجا رو بکلیدید. نمی گم مطلبش در چه مورد هست. تا دلتون بسوزه! یعنی دل اونایی که نمی خونن بسوزه. جک هم دارم. بخونین و بخندین: ۱) يه روز يکی پول مي اندازه توي صندوق صدقات بعد سوارش ميشه... ۲) طرف كارت تلفن ميخره ميده كارتشو پرس كنند. ۳) یکی رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. طرف يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟! ۴) يه روز يه كچله ميره تو سلموني همه ميزنن زير خنده ميگه :چيه بابا اومدم آب بخورم. جغدهای امروز رو هم خودم جواب می دم. می تونین امیدوارم بشین! ولی یه مدتی باید صبر کنید. خوب دیدین چه زود اومدم. جواب اون ناقلاهایی که بحث می کردن رو هم نمی دم! خوب بخونین جوابهاتون رو: لرد پاتر عزیز من که صدهزار بار گفتم که نه! ندارم. باز چرا می پرسین؟ نفله شدم من. بااب گوش کنین یه بار. *** حالا ی عزیز هدف همینه که هول بشین. اینجوری کلی هیجانش بالاتره. ولی حالا جدی راستش نمی دونم باید چی کار کنم همچی نشه. *** مهدی حیدری عزیز داستان جنگ سیاه متاسفانه نویسنده اش فعلا که ادامه نمی ده. اون وقتی که باید نظر می دادین ندادین حالا بعد از مرگ سهراب... ای وای... *** لرد گوستفسون عزیز اونا رو پی دی اف می کنم ولی دوست من اگه خودمون می خواستیم اعلام می کردیم که داستان آپ شده. خوب زرنگی فهمیدی خودت می خوندی لازم نبود اعلام کنی. درسته؟ *** مسعود جونی بابا ایول. مرامتو داداش. این دخترا یه خورده.. چیزه... می گما می آی...؟ آره؟ خلاصه بابت حفاظت سایت فکر خوبیه. دمت گرم. *** ناشناس جان یه چی بگو شناس شیم برادر. یا خواهر. خلاصه اینجوری دم در بده بفرما تو. و عرض کنم که تکراری شده ولی دیگه چاره ای نیس. *** آبجی سارا خانم ما مخلصیم. ای بابا این خانوما فکر می کنن چاق نیستن ولی همشون... البته غیر از شما!!! شوخی می کنما. شاد باشی خواهر من. *** س.ه.پ عزیز چه باحال می شه همه این جمله ها رو جمع کنی همشو یکی بگی که یه چیزی بفهمیم. خلاصه دستت طلا. بیا این طرفا! *** گرواپ عزیز این هرمیون وقتی گیر بدی به چیزی به خیال نمی شه. واسه همین تا آخر من می گم که این کلمات رو ول نمی کنه. هر چن گفت اون یه بار که به ریموس گفته مرد پیر اشتباه کرده. همین. راستی خوبی؟ *** فلور خانم این چه حرفیه. وظیفه بود خانم. شما دیگه حق آب و گل داری اینجا. خوشم میاد مرام داری از همه چی تعریف می کنی. دستت طلا. بیشتر سر بزن خانوم. *** آلبرت انیشتین عزیز الکی نیست که این اسم رو برا خودت گذاشتی. با مرامی دیگه. از حمایتت ممنون ولی ما خودمون را در قبال این دوستان متعهد می دونیم و از این حرفا. *** هانی خانم من نفهمیدم چی گفتی. می شه چیز کنی.. آهان دوباره بگی. خطا خرابه آنتن نمی ده. الو؟ الو؟ صدا نمی آد! *** لی جردن عزیز از این که نظرا رو فرستادی ممنون ولی باید ببخشی که دیگه تولدا را فرصت نمی شه تبریک گفت. از همین حالا تبریک می گیم دیگه. خیلی شرمنده. *** هری ۲۰۰۵ عزیز تو قسمت داستانها متن انگلیسی شو گذاشتیم و ایشالا از این به بعدشاید ترجمه کنیم. خلاصه موفق باشی. بابا! کشتین منو! اینجا با هم بحث نکنین. جغدها رو دیگه جواب نمی دما؟! اصلا کسایی که اینجا بحث کنن دیگه جغدهاشون رو جواب نمی دم. خوب شرم رو کم کنم! خداحافظ! عزت زیاد! |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 13:49 توسط هرمیون گرنجر|
|
|
مکانی برای بحث (71)
|
|
لطفا از به کار بردن کلمات غیر اخلاقی، و شرکت در بحث های سیاسی و اعتقادی بپرهیزید.
سلام دوستان این قسمت مخصوص بحث بین کاربران وبلاگ و در مورد موضوعات هری پاتر هست. در صورتیکه که پنج نفر اول موضوعی پیشنهاد کردند بهتر است در آن مورد بحث کنید. متشکرم. توجه کنید: در صورتیکه نظری و یا نقد و ایده ای دارید در پست قبل بیان کنید.... جغدهای در این قسمت پاسخ داده نمی شود.... متشکریم... شاد باشید و سربلند. خدانگهدار |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 10:15 توسط هرمیون گرنجر|
|
|
چه زود...
|
|
سلام بروبکس! خوبین؟ چاقین؟ یعنی اوضاع به کام هست؟ می دونم که همی طوره که می گم! ویرایش: فعلا می توانید فصل جدید ترینیتی را از اینجا، فصل جدید دم سیاه را از اینجا و مطلب طنز را از اینجا دانلود کنید. (طریقه دانلود: صفحه ای که باز شد در قسمت پایین روی دانلود کلید کنید. سپس صفحه دیگری باز می شود که در وسط صفحه باید روی گزینه [ Download this file Now ] کلید کنید.) خوب امروز چی داریم براتون؟ معلومه دیگه. داستان طبق معمول. و امروز فصل نوزدهم داستان هرمیون رو داریم که جالبه. برین بخونین حالشو ببرین. راستی همین الان چک کردم دیدم پرشین گیگ مشکل داره. پس باید برای دانلود اگه موفق نشدین چند ساعت دیگه امتحان کنین. باشه؟ فصل 1 تا 10 فصل 11 تا 15 فصل 16 فصل 17 فصل 18 فصل 19 همین یکی داستان نبود که. بازم یه داستان دیگه داریم. آره دیگه داستان ابلیس جان خودمون. یعنی دم سیاه و ستاره قرمز. بله داستان دارای به جاهای جالبی می رسه. خوب با هم بخونیم: و در مورد داستان خودم باید بگم امروزا حسابی در گیر کار هستم ولی خوب داستان خودم رو فراموش نکردم. فصل سی و پنج تقریبا آخرای کارش هست که ده صفحه بیشتر نمونده. چند روز دیگر باید صبر کنید. یه مطلب طنز داریم که این دفعه در مورد راههای ترساندن یا اذیت کردن هری پاتر هست. می تونین اینجا رو کلید کنید. برین بخونین. ولی این یه دفعه رو می گم حتما نظرتون رو در مورد این مطلب ها بگین. بازم بنویسیم یا نه؟ هان؟ خبرای جدید و مهمی از دنیای هری پاتر نداریم. پس به همین دلیل مستقیم می رم سراغ چی؟ بله عکس روز. بیاین اینجا عکس روز رو ببینید. معدن عکسهامون هم اینجاست. سومین عکس روفوس خان هم با کلید کردین اینجا حالشو ببرین. چند تا لطیفه بخونین و بخندین: ۱) یه بی غیرتی ميره خدمت وقتي برميگرده ميبينه باباش براش زن گرفته و بهش ميگه بيا اين زنت اينهم پسرت ۲) يه طرفی مياد تهرون از يه دختر خوشش مياد. بهش ميگه خانم ببخشيد اين دوست دختر كه ميگن شماييد؟؟ ۳) يه کوره مي ره آشپزخونه، دستش مي خوره به رنده، مي گه: اين چرت و پرت ها چيه اين جا نوشتن! ۴) تو صندوق صدقات اكس مي اندازند وام ميده!!!!!!! و چند تا جمله زیبا بخونین و متفکر بشین: یادم نره جمله های آقای محمدی با این سری دیگه تموم می شه: در زندگی رویداد های کمی اتفاق می افتد . جنگها و جشنها و هر آنچه که هیاهو به پا کند رویداد نیستند.رویداد پرتو حیاتی است که بر زندگی انسان میتابد.بی خبر و بی جنجال می تابد.رویداد به مانند گهواره است و به سان آن سست و پیش پا افتاده.رویداد گهواره ی زندگی است.هیچ گاه متوجه وقوع آن نمی شویم.هیچ گاه هم عصر امور نا پیدا نیستیم.تنها پس از وقوع آن ِمدتها پس از وقوع آنهاست که حدس میزنیم باید اتفاقی روی داده باشد. همونطوری که مطلعین جغدهای امروز با جناب بانو هرمیون هست و خوب... بهتره منتظر نباشین!!! خوب چقدر طول کشید؟ کمتر از یک ساعت. سلام دوستان. جواب امروز جغد ها طبق معمول با من هست. از همه از کلیه دوستانی که جغد می دن و نظر لطفشون رو اعلام می کنن متشکرم و از این که به علت تعدد نمی تونم جواب همه رو تک تک بدم عذرخواهی می کنم.. در این قسمت پاسخ جغدهایی که دوستان سوال و یا نقدی داشتن رو می دم... *** احسان عزیز نویسنده داستان جنگ سیاه گفتن که ظاهرا تمایل ندارن داستانشون رو ادامه بدهند. ممنون که سر می زنید. *** پروتی عزیز داستان داداش تا چند روز دیگه میاد و خوشحال می شیم داستانتون رو داشته باشیم. ممنونم. *** شروین عزیز ما از شما عذرخواهی می کنیم. این مشکل داداشه دیگه. متاسفم دوست من. موفق باشی. *** پارمیس عزیز خلاصه منم از این داستان شاه یخی خوشم اومده. راستی فصل جدید چطور بود؟ مرسی که سر می زنی. شاد باشی. *** الستور عزیز اصلا برنامه ما مشخص نیست. هر کسی یه روزی یه فصل رو می ده. برای همین به هم ریختیم. باید ما رو ببخشی. *** هانی عزیز داداش گفتن: "اینکه آدم اطلاعاتش کامل باشه چه ربطی داره؟ مثلا شما از کجا فهمیدی توصیفاتم کامله؟ نکنه شما هم... به به... مبارکه!" خوب خوبی چه خبر؟ اینا دیگه بحث نمی کنن. آروم شدن. خوب موفق باشی. *** لرد پاتر عزیز ممنون از اینکه داستانمو گذاشتی و چی برای داداش دارین؟ بهش بگین. ممنون. *** لیلا جان منتظر اون داستان هستم که برام بفرستی. از زحماتت خیلی خیلی ممنونم. دستت درد نکنه و موفق باشی. *** مسعود عزیز ما یه دونه مسئول حفاظت مثل تو داریم غم نداریم. واقعا که گلی! دستت درد نکنه. ممنون خیلی خیلی. *** نرگس عزیز اون لینکهای پایین رو اول من نذاشتم و داداش گذاشتن. ایشون هم گفتن که تقصیر ایشون نیست. اونا تبلیغ وبلاگ رو کردن و ما هم بنرشون رو گذاشتیم. به محض اینکه سه ماه تموم بشه و قرارمون تموم بشه برش می داریم. باید ببخشید. متاسفم. *** لی جردن عزیز جملات زیبایی بود. راستی قرار بود به ایمیلمون بفرستین که... چی شد؟ *** فلور عزیز ممنون که سر می زنی و تعریف می کنی. خیلی گلی خانومی. خوب چه خبرا؟ بیشتر این طرفا بیا. ممنون. *** دوست عزیزی که با نام فلور پیام می دین وبلاگ شما برای این حذف شد که باید عنوان دیگری انتخاب کنید. عنوان فلور در این وبلاگ قبلا انتخاب شده بود. ممنونیم. *** لرد سفید عزیز منظورتون اینه که داستانو در وبلاگ کتابها بذاریم؟ چون اینجا داستانهایی میاد که جای دیگه ای نباشه. ممنونم. خوب لازمه بازم بگم؟ که اینجا بحث نکنید؟ که اینجا جای نقد و سوال هست؟ خوب خداحافظ! عزت زیاد! |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 10:13 توسط هرمیون گرنجر|
|
|
مکانی برای بحث (70)
|
|
لطفا از به کار بردن کلمات غیر اخلاقی، و شرکت در بحث های سیاسی و اعتقادی بپرهیزید.
سلام دوستان این قسمت مخصوص بحث بین کاربران وبلاگ و در مورد موضوعات هری پاتر هست. در صورتیکه که پنج نفر اول موضوعی پیشنهاد کردند بهتر است در آن مورد بحث کنید. متشکرم.
توجه کنید: در صورتیکه نظری و یا نقد و ایده ای دارید در پست قبل بیان کنید.... جغدهای در این قسمت پاسخ داده نمی شود.... متشکریم... شاد باشید و سربلند. خدانگهدار |
|
2 نوشته شده در
شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 8:15 توسط هرمیون گرنجر|
|
|
کجایین شماها؟
|
|
تولد حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و حضرت امام صادق علیه السلام را تبریک عرض می کنم. سلام دوستان امیدوارم شاد و سلامت باشید. بابت تاخیر چند روزه متاسفم ولی حسابی از درسهام عقب افتادم. اگر توجه کرده باشید داستان دختری در برج که تا کنون در وبلاگ دختری در برج ارائه می شد را داداش در وبلاگ داستان ها اضافه کرده اند. قرار است با مترجم این اثر یعنی آقای علی فدایی صحبت کنند تا شاید ممکن شود من و داداش هم در ترجمه این داستان کمک کنیم. این داستان متنی زیبا دارد ولی مربوط به سال ششم و هفتم تحصیل هری در هاگوارتز می باشد. خبر بعد اینکه شاه یخی عزیز هم بالاخره فصل جدیدشون رو برامون فرستادند. ما مدتهاست منتظر داستانشون هستیم و امیدوارم فصل بعد رو زودتر بفرستند. نظر دادن رو فراموش نکنید و می تونید فصل دهم را روی لینک های زیر دانلود کنید: فصل 1 تا 10 فصل 8 فصل 9 فصل 10 داستان خودم رو هم سعی می کنم آماده کنم تا داداش دفعه بعد که اومدن بذارند برای اینکه بخونین. فصل بعد بسیار جالب هست. امیدوارم خوشتون بیاد. خبری هم داریم اینکه دیروز روز تولد اما واتسون بازیگر نقش هرمیون در فیلمهای هری پاتر بود. تولدش رو به اما دوستان تبریک می گویم. قسمت چهارم ماجراهای طنز رو هم آماده کردیم. این بار در مورد راههای ذله کردن یک هری پاتریست می باشد. پیشنهاد می کنم این راهها را به دوستان ضد هری پاترتان نشان ندهید. می توانید با کلید کردن اینجا دانلود کنید ولی فراموش نکنید حتما نظرتون رو بگین. راستی این اما خانم رفته اکی بازی کرده باخته. عکسش را هم با کلید کردن اینجا ببینید. خبر کاملش هم تو این سایت و سایت امید عزیز هست. و چشم باباقوری عزیزمون یه شعر جدید و بسیار زیبا گفتند که می تونید با کلید کردن اینجا دانلود کنید. حتما نظرتون رو بگین. از ایشون تشکر می کنم و امیدوارم شعرهای بعدیشون رو هم زودتر بفرستند. خوب رسیدیم به قسمت عکس روز. عکس امروز رو می تونید با کلید کردن اینجا ببینید. محل گالری عکس وبلاگ هم اینجاست. دومین عکسی که روفوس عزیز هم برامون فرستادند رو می تونید با کلید کردن اینجا ببینید. داداش عزیز هم مقداری لطیفه برامون فرستادند: ۱) يه روز يکی زنگ مي زنه به موبايل رفيقش زنه مي گه مشترك مورد نظر در دسترس نمي باشد طرف مي گه اونو ولش كن خودت چه طوري؟ ۲) یک روز یکی ميخواسته با ماشين بادوست دخترش بره بيرون به دوست دخترش ميگه من ميام جلوت توبگو دربست، دوست دختره يادش ميره اشتباهي ميگه مستقيم بعد طرف ميگه مسيرم نمی خوره. ۳) یه بنده خدایی تو پمپ بنزين سيگار ميكشيد...بهش ميگن...اهااااااااي...چه كار ميكني؟؟؟؟؟اونم يه نگاه به طرف ميندازه و ميگه: مو جلو اقام هم سيگار ايكشم. و اما بعد جمله زیبا رو داریم از آقای مهدی محمدی: ۱) او زنی زیباست چون عشق خویش را به مانند جامه ای از تن به در میکند تا با آن عریانی کودک را بپوشاند.چون هر بار که به اتاق کودک میرود خستگی را با گامهایش پشت سر میگذارد.چون اجازه میدهد خستگی او را به تمامی یا تقریبا تماما از پا در بیاورد. ۲) پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنیست. ۳) صبح دم مرغ چمن با گل نو خاسته گفت... ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت --- گل بخندید که از راست نرنجم ولی... هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت. جواب جغدهای امروز با داداش هست. همچنان منتظر بمانید! اصلا لازم نیست منتظر بمونین. من خیلی زود اومدم. چشم حسود هم... شوخی می کنم. راستی سلام. خوبین؟ بچه ها جواب جغدهاتون رو بخونید: جینی عزیز از نظراتت ممنونم. داستان خودم هم تقریبا آخرای فصل ۳۵ هستم. ۱۰ صفحه بیشتر نمونده. موفق باشی. *** لاور هری جان لطف دارسی برادر من. ما اوچیکیم. این حرفا چیه. آب شدیم رفتیم... *** لردمکدیر شوز جان چند بار بگم دوست خوبم. شما متنی که فرستاده بودین عنوان فارسی داشت و باز نشد. لطفا عنوان مطلب رو انگلیسی کنین و دوباره ایمیل بفرستین. کلا خیلی ممنونیم. *** پارمیس عزیز حالا مهدی خان نتونست جغد بده شما نمی آین؟ هان؟ بیشتر سربزنین خواهر من. *** احسان پاتر جان واقعا تسلیت می گم و امیدوارم چنین چیزی دیگه تکرار نشه. واقعا متاسفم. شرمنده که به موقع همدردی نکردم. داستان خودم هم آخراشه دیگه. *** آبجی سارا همین جک های منو بخون بخند دیگه. نکنه خیلی بی مزه هست؟ به هر حال امیدوارم بهت خوش بگذره. هما ما دلمون تنگ شده برای شما. موفق باشی خواهر من. *** سحر خانم عرض کنم که عید مبعث کجا بیده. فردا تولد هست. مگه نه؟ راستی داستانم هم دارم می نویسم حیف که درگیری ها زیاد شده. جک هم داشتی برام بفرست به ایمیل ام. خیلی ممنون که سر می زنی. *** لردپاتر جان این سوالها چیه شماها می پرسید. دارم شاخ در میارم هان! راستی فصل ۳۴ هم تموم شد. منتظر فصل بعدی باشین. راستی لینکتونو هم گذاشتم برادر من. *** لی جردن عزیز نظرهاتون یه هیچ کدوم از ایمیل های ما نرسیده لطفا دقت کنین و دوباره برامون بفرستین. خیلی از زحماتت ممنون. منتظر هستم رفیق. *** فلور خانم شما خیلی دخترخانم خوبی هستینا که همیشه سر می زنین. می دونم درگیری هم دارید و ممنونم که می یاین. جک ها هم چشم خیلی بی ادیبانه نخواهد بید. داستان خودم هم سعی می کنم به زودی بفرستم. شاد و خندان باشی. *** هانی خانم دیگه ما رو شوهر می دی. چیز یعنی زن می دی. باشه خانم. ای بابا!!!! خوب بگذریم. داستان رو دارم می نویسم. ممنون که سر می زنی خواهر من. *** شادی خانم باور کنین خیلی درگیرم با این حال دارم تلاشمو می کنم. اواخر این فصل هستم و مطب طنز و لطیفه هم می ذارم. شما هم بیشتر سر بزنین خواهر عزیز. *** لیلا خانم برای دعوتنامه پرشین گیگ باید دو هفته ای صبر کنید. راستی خوشحال می شیم داستانتونو بخونین. برامون بفرستین. موفق باشید. لینکتون رو هم گذاشتم. *** س.ه.پ عزیز باید واقعا از این همه تلاش خستگی ناپذیر و هنرمندی های شما تشکر کنم. واقعا شرمنده کردین بردار من. احسنت بر شما!! بیشتر سر بزنینآ باریکلا! *** گراوپ عزیز باور کنین جمله های شما رو نگه داشتیم. قول می دم این محمدی جان که جمله هاش تموم شد یکی یکی جمله های شما رو هم بذاریم حتما. قول می دما! راستی هرمیون می گه خوشحاله که ویرایش داستان تموم شده و هر کاری دوست داری با داستانش انجام بده. منم چشم می نویسم. بیشتر این طرفا بیا! *** شروین خانم منم اون نرم افزار رو پیدا کردم ولی هرچی گشتم کرک یا قفلش نبود. لطفا اگه سراغ دارین بگین. راستی ممنون که خبر می دین. شاد باشی خواهر من. دوستان لطفا در قسمت جغدهای این پست فقط نقد کنند و نظر بدن و بحث را برای پست بعدی بگذارند. شاد باشید و سربلند. خدانگهدار |
|
2 نوشته شده در
شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 8:5 توسط هرمیون گرنجر|
|
|
مکانی برای بحث (69)
|
|
لطفا از به کار بردن کلمات غیر اخلاقی، و شرکت در بحث های سیاسی و اعتقادی بپرهیزید.
سلام دوستان این قسمت مخصوص بحث بین کاربران وبلاگ و در مورد موضوعات هری پاتر هست. در صورتیکه که پنج نفر اول موضوعی پیشنهاد کردند بهتر است در آن مورد بحث کنید. متشکرم. نتایج نظرسنجی نود و هشتم: این نظرسنجی در مورد کسانی بود که داستان داداش رو می خونن و ۱۵۱ شرکت کننده داشت و ۱۰۲ نفر گفتن حتما می خونن و ۳۱ نفر گفتن که برو بابا! ۱۱ نفر گاهی می خونن و ۷ نفر اصلا نمی خونن. نظرسنجی جدید با پیشنهاد پارمیس عزیز وارد شد. لطفا شرکت فرمائید.
توجه کنید: در صورتیکه نظری و یا نقد و ایده ای دارید در پست قبل بیان کنید.... جغدهای در این قسمت پاسخ داده نمی شود.... متشکریم... شاد باشید و سربلند. خدانگهدار |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 12:25 توسط هرمیون گرنجر|
|
|
باز نگین بد قولم!
|
|
سلام! مخلصیم! اوچیکیم! خوبین؟ خوب می دونم دلتون یه عالمه برام تنگ شده بود. لازم نیست تشویق کنین. دهه نزنین تو ذوقم. باشه فصل جدید رو می خواین؟ می دم دیگه. می تونین همین پایین ادامه داستان هرمیون رو بخونین. برین حالشو ببرین و به جون منم دعا کنین. فصل 1 تا 10 فصل 11 تا 15 فصل 16 فصل 17 فصل 18 فکر کردین همین یه داستانه؟ نه بابا گول خوردین. یه داستان دیگه هم داریم که مال ابلیس جون هست. یعنی دم سیاه. شما خجالت نمی کشین؟ این بابا داستان می نویسه نظر نمی دین؟ خیلی بی معرفتین. خجالت کشیدین؟ آفرین. حالا برین داستانو بخونین: بله امروز چند تایی عکس داریم. به به. چه عکسایی هم داریم. برین ببینید: و همچنین قسمت سوم متن های طنزی که براتون ترجمه کردم هست. باید خوشتون بیاد. امروز در مورد ۵۵ راه برای اذیت کردن مخالفان هری پاتر هست. اگه خوشتون امود بگین بازم براتون بذارم. اینجا را برای دانلود بکلیدید. بازم هست. سایت امیدجان قسمتی زدن در مورد فیلمهای خنده دار و جالب از دنیای هری پاتر. با کلیدن اینجا به صفحه فیلم ها برین و دانلود کنید. فکر کنم جالب باشه. بعدش سایت جادوگران مطلب تقریبا خنده داری در مورد چاق و لاغر زده که با کلیدن اینجا بخونین. یادم نرفته عکس روز بذارم. اینقده گیر ندین. بیاین اینم عکس روز: همینجاست. معدن عکسها هم اینجاست. جک هم می گم. راستی می خواستم بدونم اشکالی نداره یه کم بی ادبی باشه؟ جوابشو بگینا. ۱) یارو تو صف برنج فروشي بوده برنج تموم ميشه ميگه اشكال نداره تهديگ بده. ۲) طرف ميره دكتر ميگه آقاي دكتر من به هر جام دست ميزنم درد ميكنه بعد دكتر معاينش مي كنه مي بينه نوك انگشتش زخمه ۳) يه بار يه طرفی داشته نوار نوحه گوش ميكرده بعد ميزنه آخر نوار ببينه شام نميدند. (قصد بی احترامی نداشتیم.) ۴) يه روز يه طرفی ميره كارواش ازش مي پرسن پس ماشينت كو ميگه نزديك بود پياده اومدم. جواب جغدها رو باید هرمیون بده. پس بهتره فعلا منتظر نباشید!!! اتفاقا من خیلی هم سر وقت جواب جغد ها رو می دم. سلام دوستان. خوبین؟ جواب جغدها: اول از همه از کلیه دوستانی که جغد می دن و نظر لطفشون رو اعلام می کنن متشکرم و از این که به علت تعدد نمی تونم جواب همه رو تک تک بدم عذرخواهی می کنم.. در این قسمت پاسخ جغدهایی که دوستان سوال و یا نقدی داشتن رو می دم... *** چشم باباقوری عزیز شما لطف دارین ولی منتظر شعرهاتون هستم. باشه؟ بفرستین هان. در ضمن بیشتر سر بزنین. *** H.J.P عزیز برای ساخت پی دی اف باید نرم افزار مخصوصشو داشته باشی. که از سی دی کینگ می شه خرید. *** فلور جان ممنون که این همه ازم تعریف کردی. و خوشحالم این بار برای دانلود اذیت نشدی. راستی این دفعه که هری قدرت برتری نداره که. ممنون که سر می زنی. *** سایراس عزیز من که می گم هر بلایی می خوای سر داداش بیار خودم هم ازش دل خوشی ندارم. در مورد سایت هم شاید دلیلش اینه که از تغییر می ترسم. در ضمن اینجا رو متعلق به خودم می دونم. *** لردولدمورت عزیز دوست دارم اینکارو بکنم ولی وقتش رو ندارم. خیلی باید ببخشی منو. *** لاور هری عزیز اصلا داداش حقشه. همون چیزایی که گفتی کاملا درسته. خوب اینجوری که بهتره چند تا فصل داری که بخونی. نه؟ ممنون که سر می زنی. *** هانی جان خوبی؟ راست گفتی دوست من. همینطوره که گفتی. راستی این داداش رفته کی رو گرفته مگه؟ خوب موفق باشی. بیشتر سر بزن. *** روفوس جان بابت عکس ممنونم دوست خوبم. دستت درد نکنه. *** شروین عزیز بابت اشتباه داداشم عذرخواهی می کنم. شرمنده ایم. موفق باشی. یادتون نره که باید اینجا نقد کنین و نظر بدین و بحث رو بذارین اون بالا! |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 12:24 توسط هرمیون گرنجر|
|
|
مکانی برای بحث (68)
|
|
لطفا از به کار بردن کلمات غیر اخلاقی، و شرکت در بحث های سیاسی و اعتقادی بپرهیزید.
سلام دوستان این قسمت مخصوص بحث بین کاربران وبلاگ و در مورد موضوعات هری پاتر هست. در صورتیکه که پنج نفر اول موضوعی پیشنهاد کردند بهتر است در آن مورد بحث کنید. متشکرم.
توجه کنید: در صورتیکه نظری و یا نقد و ایده ای دارید در پست قبل بیان کنید.... جغدهای در این قسمت پاسخ داده نمی شود.... متشکریم... شاد باشید و سربلند. خدانگهدار |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 11:27 توسط هرمیون گرنجر|
|
|
حالا نوبت منه!
|
|
سلام دوستان
ظاهرا اولش باید خودم رو معرفی کنم. هرمیون هستم. خوب هستم. شوما خوب هستین؟ خوب طبق قرارمون سک روز داداش وبلاگ رو آپ می کنند و یک روز هم من. کلا دو روز در هفته. و اما بعد بگم که روزی که من آپ می کنم داداش جواب جغدها رو می دن و روزی که داداش آپ می کنن من جواب جغدها رو می دم. خوب دیگه برم سراغ مسائل امروز. اول از همه داستان خودم فصل جدیدش آماده شده است. راستی بگم که آخر فصل نوزدهم اتفاق جالبی می افته. ولی نمی گم چی می شه. از نویسنده های دیگرمون آقایان شاه یخی و ابلیس و داداش هم تقاضا می کنم زودتر ادامه داستانشونو بنویسند. خیلی خوب روی لینک های زیر می تونید داستان رو دانلود کنید. ولی نظر دادن فراموش نشود: فصل 1 تا 10 فصل 11 تا 15 فصل 16 فصل 17 بعدش چون خبر خیلی مهمی در مورد هری پاتر موجود نیست می ریم سراغ عکس روز که می تونید با کلید کردن اینجا ببینید. محل گالری عکسمون هم اینجا است. یک عکس هم روفوس عزیز فرستادند که با کلید کردن اینجا می بینیم. داداش یه متن طنز دیگه هم برامون ترجمه کردند که جالب هست. دستشون درد نکنه. این مطلب در دو مورد هست. اول اینکه چطور بفهمیم یک هری پاتریست هستیم و دوم اینکه چرا هری درس آی تی را می افتد. برای دانلود اینجا را کلید کنید. جملات زیبا باز هم از آقای مهدی محمدی: ۱) چو فرهاد از جهان برون به تلخی میرود سعدی/ولی شور شیرینش بماند تا جهان باشد. ۲) لاله از سوز عطش بنهاده سر بر روی خاک/ابر بی انصاف را بنگر که بر دریا گریست. ۳) یک چند به کودکی استاد شدیم ... یک چند از استادی خود شاد شدیم... پایان سخن شنو که مارا چه رسید ... چون آب برآمدیم و چون باد شدیم. ۴) حرف های ما هنوز ناتمام تا نگاه میکنی وقت رفتن است.باز هم همان حکایت همیشگی پیش از آنکه با خبر شوی لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود.آی... ای دریغ و حسرت همیشگی. ناگهان چه زود دیر میشود. چند تا لطیفه دیگه همه که داداش فرستادند: ۱) يه روز یه بنده خدایی ميميره عكس نداشتن سر خاكش بزارن تا گردن خاكش ميكنن... ۲) از یکی مپرسن سزارين چيه ؟ ميگه بچه به شرط چاقو. ۳) (بی ادبی) به تركه ميگن واحد كوچكتر از مثقال چيه ميگه چوس مثقال! ۴) يه روز يه خسیسی يه موبايل مي خره صفرشو قفل مي كنه... جواب جغدهای این دفعه رو داداش می دهند. فکر کنم باید چند ساعتی صبر کنید. ای خدا این سومین باریه که دارم تایپ می کنم خراب می شه. دارم دیوونه می شه. خوب امیدوارم ایندفه رو بره. ببخشین که دیر کردم. اینم جوابیه جغدها به قلم خان داداش هرمیون: لاورهری عزیز ما کوچیکیم بابا. اصلا ما عذرخواهی می نماییم. خب شد.. حالا دیگه زیر پای ما رو خالی می کنی... باشه! شوخی کردما. شاد باشی. *** فلور خانم اولا هنوز کله ام کنده نشده. دوما کی شلوغ کاری کردم. سوما دارم شوخی می کنما... چهارما داستان این فصل داره کم کم تموم می شه. جریانش رفتن هری و دوستاش به کریسمس در منزل هری است. راستی خوشحالم خوشت اومده از متن طنز امیدوارم از بقیه اش هم خوشت بیاد. *** عسل خانم این شایعه ها چیه برای من درست می کنین. این حرفا چیه. داستانم هم به زودی می رسه. *** سوروس اسنیپ عزیز هر وقت نتونستین دانلود کنید باید برین و چند ساعت بعدش امتحان کنین. احتمال زیاد درست می شود. *** مسعود جان ایول برادر. دمت گرم. مرامتو.. بازم هنوز یه مرد هست هوای ما رو داشته باشه هان. باریکلا! *** احسان پاتر عزیز باور کنید من از جریانات بی خبرم. لطفا بگین چی شده من هم با خبر بشم. خیلی ببخشیدا. *** سحر خانم شما از همون اول هم توی جمع ما بودی. از اینکه میای این طرفا خوشحالیم. بیشتر سر بزن. *** هانی خانم قبول. شما حال ما رو گرفتی. خوبه الان؟ خوشحالین؟ شوخی می کنما. خوب بگریم چه خبرا؟ خوب هستی؟ *** لرد پاتر عزیز خیلی شرمنده کردی برادر. عرض کنم که داستان تقریبا ده بیست صفحه از این فصلش مونده. باید صبر کنید. *** شروین خانم چرا می زنی خواهر من. برای اینکه حجمش کم بشه مجبور شدم اونجوری اش کنم. لحنش هم فکر کردم اونجوری با مزه تر می شه. باید ببخشین دیگه. راستی اون نرم افزاره که گفتین کجا پیدا می شه؟ *** آبجی سارا حال شما خوبه؟ خوب خدا رو شکر. چه کارا می کنین؟ آهان درس می خونین. چه خوب. ولی زیادی درس نخونین هان براتون ضرر داره. خوب دیگه چه خبر... قربان شما. خواهش می کنم. نه منم حالم خوبه. الی آخر. *** پارمیس خانم حالا وبلاگ دو روز دست من بود باید دیر به دیر سر بزنید. ای بابا امان امان... دست شما درد نکنه دیگه. چشم به داداشی تونم کار ندارم. *** چشم باباقوری عزیز به به چه جملات و لطیف های زیبایی. حالا گوشتو بیار جلو منم یکی بگم. طرف می ره خونه می گه عباس آقا زیر تخت، اصغر آقا تو کمد، اکبر آقا تو حموم. سُک سُک! خوب بود؟ به کسی نگیا من گفتم. باشه؟ دوستان لطفا در قسمت جغدهای این پست فقط نقد کنند و نظر بدن و بحث را برای پست بعدی بگذارند. شاد باشید و سربلند. خدانگهدار |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 11:26 توسط هرمیون گرنجر|
|
|
مکانی برای بحث
|
|
لطفا از به کار بردن کلمات غیر اخلاقی، و شرکت در بحث های سیاسی و اعتقادی بپرهیزید.
سلام دوستان این قسمت مخصوص بحث بین کاربران وبلاگ و در مورد موضوعات هری پاتر هست. در صورتیکه که پنج نفر اول موضوعی پیشنهاد کردند بهتر است در آن مورد بحث کنید. متشکرم. نتایج نظرسنجی نود و هفتم: این نظرسنجی در مورد دلیل سر زدن شما به وبلاگ بود که ۲۳۳ شرکت کننده داشت. از این دوستان ۱۲۴ نفر داستان را برگزیده بودند و ۲۸ نفر فیلو و عکس و ۳۷ نفر گفتن مرامی میان. ۱۱ نفر جهت قسمت سرگرمی و ۵ نفر نظرسنجی و ۳ نفر هم خبر. نظرسنجی جدید وارد شد. لطفا شرکت فرمائید.
توجه کنید: در صورتیکه نظری و یا نقد و ایده ای دارید در پست قبل بیان کنید.... جغدهای در این قسمت پاسخ داده نمی شود.... متشکریم... شاد باشید و سربلند. خدانگهدار |
|
2 نوشته شده در
شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 9:39 توسط هرمیون گرنجر|
|
|
بازم تو!!
|
|
عید شیعیان مبارک باد. تاجگذاری امام زمان عجل الله رو تبریک می گم. سلام بروبکس! خوبین؟ ما هم خوبیم. مخلصیم. ویرایش: هرمیون گفت یادآوری کنم اون آدمایی که می خواستن داستانشو ویرایش کنن به کجا رسیدن و زودتر کارو تموم کنن دیگه. دقیقا همینو گفت. باور کنین. آره همونطوری که حدس زدین منم داداش هرمیون. امروز خوشحالم و نمی دونم چرا. خلاصه عرض کنم که براتون چند تا مطلب جالب هم آماده کردم که امیدوارم خوشتون بیاد. دیگه بگم آهان اول داستان هرمیون خانم عزیزو داریم که برین بخونین حالشو ببرین: فصل 1 تا 10 فصل 11 تا 15 فصل 15 فصل 16 بعدش اینقدر بهم گیر دادین بیاین بابا اینم داستان ابلیس خان عزیزمون. یعنی دم سیاه و نمی دونم چی چی. فصل سیزده و چهارده شو با هم برین تو کفش: فصل 1 تا 10 فصل ۱۱ فصل 12 فصل 13 فصل 14 یه خبرایی هم از هری پاتر هستش. جونم براتون بگه که زمان اکران فیلم محفل ققنوس به طور رسمی اعلام شد. بله این فیلم ۱۳ جولای سال ۲۰۰۷ اکران می شه. یعنی دقیقا ۲۲ تیرماه سال ۱۳۸۶. واقعا که خیلی لفت می دن. بعدش دیگه اینکه خانم رولینگ رفته بوده تو کار فیلم سازا فضولی کنه گفته که این دختره نقش لونا خیلی کارش خوبه و در ضمن کار کتاب هفتم هم خوب پیش می ره. دیگر خبر مهمی نیست. هان؟ بله عکس روز. داریم. اینجا رو بزنین. معدنش هم اینجاست. و مطالب باحال مخصوص امروز. اول یه مطلب طنز فوق العاده داریم که حتما برین بخونین: فایل صوتی 1 فایل صوتی 2 متن داستان طنز بعد چند تا لطیفه دارم براتون: ۱) فردي به مغازه لوازم ورزشي رفت و گفت پرچم ايران داريد. بعد از اينكه صاحب مغازه پرچم را آورد مرد گفت رنگهاي ديگر هم داريد؟ ۲) پسر : دوست دارم ... دختر : خفه شو / پسر : عاشقتم ... دختر : خفه شو / پسر : زنم ميشي ... دختر : جدي ميگي ... پسر : خفه شو ۳) توي كتاب خواندم سيگار بده نكشيدم .توي كتاب خواندم مشروب بده نخوردم.توي كتاب خواندم دوست دختر بده ديگه كتاب نخواندم. ۴) تركه پليس مخفي ميشه الان 3 ساله كسي نميدونه كجاست ۵) قانون7نيوتون ميگه وقتي ميري دستشوي زور بزن منتظره جاذبيه زمين نباش ۶) بچه هه از باباش مي پرسه: بابا خرا هم زن مي گيرن؟ باباش ميگه: پسرم, از قضا فقط خرا زن مي گيرن... جواب جغدهای سری پیش رو قراره هرمیون خانم بفرسته. اینم پاسخ جغدها که هرمیون خانم نوشتن: اول از همه از کلیه دوستانی که جغد می دن و نظر لطفشون رو اعلام می کنن متشکرم و از این که به علت تعدد نمی تونم جواب همه رو تک تک بدم عذرخواهی می کنم.. در این قسمت پاسخ جغدهایی که دوستان سوال و یا نقدی داشتن رو می دم... *** مسعود عزیز حالا صبر کن حساب داداش رو که رسیدم توبت شما هم می شه... صبر کن حالا! (شوخی) خوبی شما؟ چه خبرا؟ *** آبجی سارا راستش نمی دونم چه روزایی می یام اصلا حساب کتاب نداره. خیلی عجیب شده. ممنون که میای. خودت چه روزایی می یای؟ *** سوروس اسنیپ عزیز برای همه دعا کردم. شما بزرگ مائید. شاد و پیروز باشین. *** فلور جان من خوبم و خیلی دلم برات تنگ شده بود و برات یه عالمه دعا کردم. آره من جواب اون فلور رو نمی دم. این اسم مال خودته فقط! نازی نازی! راستی حساب داداش رو هم می رسم. راستی داستانم چطوره؟ *** هانی جان خوشحالم که خلاصه حسابی حال بعضی ها رو گرفتی. (داداشو می گم بقیه ناراحت نشن) خلاصه اینجوریا. داداش هم گفتن که قول نداده بودن که. راستی شما هم امیدوارم یه روزی به درد دانشجویی مبتلا بشی. (دعا بودا نفرین نبود.) *** دارن شان عزیز هیچی درخواست برام نمونده به محض اینکه رسید بهت می دم. باشه؟ خیلی باید ببخشی. *** لاور هری عزیز راستش داداش خیلی بی ادبه. زز مخفف دو کلمه هست به نام زن ذلیل. زیاد بهش توجه نکن. ممنون که سر می زنی. *** لی جردن عزیز خواهش می کنم اینا رو بفرستی همشو به ایمیل من تا فراموش نکنم. همه نظرسنجی ها رو آخر اون فصل رو اصلا نخونید. دیگه مشکلی وجود نداره. ممنون. *** نرگس جان آره که دعا کردم. ولی جات خالی بود اونجا. حساب داداش هم به زودی می رسم. صبر کن حالا... *** سحر جان کی گفته از دست شما ناراحت شدیم. اتفاقا خوش حالم که یه دوست جدید پیدا کردم. بیشتر بهمون سر بزن. ممنون. *** پوریای عزیز اون گل آقا رو داداش باید اسکن کنه. فصل چهارده هم که درست کردن و کتاب دستم نیست که فصل ۱۹ رو درست کنم. موفق باشی. *** دریا جان خوبی خانومی؟ چه خبرا؟ اینقده دلم تنگ می شده بود که نگو. خیلی برات دعا کردم. اونجا جات خالی بود. سال نوت مبارک. سال خوبی داشته باشی. وای جدی؟ الان دارم خجالت می کشم. تعریف می کنی ازم... ممنون. زود زود بیا. زیاد زیاد بنویس *** لرد مکدیرشوز عزیز هیچ ایمیلی از شما نداشته ام. لطفت دوباره بفرست. چون چیزی نرسیده. خیلی ممنون دوست خوبم. *** شادی جان حتما به داداش پیامتو می رسونم. و فکر کنم ماهی یه دونه فصل رو حتما می ده دیگه. درسته؟ *** لیلا گوگولی عزیز اون داستان رو خوندم ولی الان دیگه ندارم اگه بتونی تایپ کنی که عالی می شه. کلی ممنونت می شم. دستت درد نکنه. خوب بروبچ اینجا فقط باید نقد کنین و سوال بپرسین. بحث باشه برای بعد. افتاد؟ دیگه حرفی نیست. خداحافظ! عزت زیاد! |
|
2 نوشته شده در
شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 9:35 توسط هرمیون گرنجر|
|
|
بحث روز در دست تعمیرات!
|
|
لطفا از به کار بردن کلمات غیر اخلاقی، و شرکت در بحث های سیاسی و اعتقادی بپرهیزید.
سلام دوستان همونطوری که گفتم تصمیم دارم در این قسمت تغییراتی ایجاد کنم. تصمیم من اینه که اینجا و این قسمت چند هدف داشته باشه: ۱) صحبت بین خوانندگان وبلاگ ۲) بیان نظرات و دیدگاههای خوانندگان پیرامون موضوعات مشخص هری پاتر ۳) محلی برای رد و بدل اطلاعات جانبی و تبلیغات برای وبلاگ ها و سایت های هری پاتر خوب برای شکل گیری این اهداف من می خوام پیشنهادی بکنم و اون اینه که نفرات اول تا پنجم در این قسمت می تونن موضوعاتی پیشنهاد بدن و بقیه باید پیرامون اون موضوعات بحث کنن. خوب نظرتون چیه. نظرتون رو در این مورد اعلام کنید. متشکرم.
توجه کنید: در صورتیکه نظری و یا نقد و ایده ای دارید در پست قبل بیان کنید.... جغدهای در این قسمت پاسخ داده نمی شود.... متشکریم... شاد باشید و سربلند. خدانگهدار |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 19:24 توسط هرمیون گرنجر|
|
|
دلم تنگ شده خیلی خیلی!
|
|
سلام دوستان
حالتون خوبه؟ واقعا دلم خیلی براتون تنگ شده بود. برای همه تون دعا کردم. برای همه. خوب می بینم که داداشم وبلاگ رو حسابی به هم ریخته خوب از طرفش عذرخواهی می کنم. همینجوریه دیگه. و در مورد سال جدید خبرای خیلی بدی دارم. می دونم که کم کم خوانندگان وبلاگ کم می شه ولی یه عده ای مطمئنم که می مونن. ببینید. من کلی درسای دانشگاهم سخت شده و باید بخونم. الان معمولا هر روز که وبلاگو آپ می کنم ۸ ساعت وقت می گیره. برای همین فقط یه روز در هفته می تونم وبلاگ رو آپ کنم ولی زیاد ناراحت نشین. داداش قبول کرده یه روز در هفته هم اون آپ کنه می شه دو روز در هفته. از طرفی در مورد سایت رفتن بعد از کلی مشورت و تصمیم گیری نظرم اینه که با شرایط سایت نمی تونم کار کنم. مطمئنم که مرلین عزیز منو می بخشند و کار سایت هم به خوبی پیش می ره. برای همین همینجا توی همین وبلاگ کوچولو می مونیم. به هر صورت می دونم ناچارا بازدید کننده هام کم می شه ولی چاره ای ندارم. راستی داستانا رو هم من و هم داداش ادامه می دیم. و همین طور باقی دوستان. خوب ببخشین که بعد از این همه مدت که اومدم این خبرای بد رو دارم. و متاسفانه غیر از داستان خودم چیز دیگه ای براتون ندارم. امیداورم منو ببخشید و درک کنید. خوب بعدش عرض کنم که تصمیم دارم در قسمت بحث روز تغییراتی ایجاد کنم. و البته این تغییرات رو به عهده شما می ذارم. بهتره قسمت بحث روز رو بخونین. دیگه اینکه می تونید داستان منو روی لینک های زیر دانلود کنید ولی نظردادن فراموش نشه: فصل 1 تا 10 فصل 11 فصل 12 فصل 13 فصل 14 فصل 15 ویرایش: اگه لینک دانلود داستان خرابه احتمالا لازمه که تا فردا عصر برای دانلود داستان صبر کنید. بعدش خبر جدید در مورد جی کی رولینگ بود که سایتش را آپدیت کرده و خبرش رو سایت جادوگران اینجا و اینجا و اینجا نقل کرده می تونید برید بخونید. بعدش عکس روز داریم که می تونید با کلید کردن اینجا ببینید. می تونید با کلید کردن اینجا به محل گالری عکسهای وبلاگ بروید. بقیه این مطالب رو داداش فرستادند. اول پاسخ جغدهاست که داداش برم ایمیل کردند و با هم می خونیم: می بینم که هنوز از شر من راحت نشدین و سایه منو با تیر می زنین ولی باور کنین خود هرمیون گفتش اینجوری کنیم. در مورد جغدها هم بازم هرمیون گفت ایندفه رو جواب بدم. خوب منم جواب می دم دیگه: *** دریا خانم غمگین نبودم به قول هرمیون خودم رو به موش مردگی زده بودم همین. می دونین هرمیون چی می گه می گه داری خودتو برای بچه های وبلاگ لوس می کنی ولی من قبول ندارم. خلاصه سلام می رسونه خانم. راستی همه خوشحال می شیم هر چی بیشتر شما سر بزنی. و سال خوبی داشته باشی. *** نازنین خانم باشه حالا... شما هم اذیت کن مارو. ممنون به سر می زنی و قسمت جغد ها رو رونق می دی خانم. *** سحر خانم اگه جواب شما رو نداده بودم چون جواب هیچکی رو نداده بودم و از این بابت متاسفم. باید ببخشی و حالا جواب شما. اول اینکه وبلاگ ما عضو خاصی نداره و شما می تونین در هر قسمتی که خواستین شرکت کنین. بعدش عرض کنم که در مورد فصل بیست و شش مشکلش می شه بگین چیه؟ من دانلود کردم درست بودش. *** جینی عزیز متاسفانه هرمیون بازم وبلاگ رو بعضی وقتا قراره بده دست من. می بخشی که نمی شه از شر من راحت بشین و در مورد نظرتون در مورد داستان خودم خوب خیلی راحت می تونستین اون فصل رو نخونین من که تذکر داده بودم. *** ریموس لوپین عزیز باید بگم که اسم واقعی من چیز دیگه ایست ولی توی اینترنت امید رو ترجیح می دم. راستی فکر کنم این هرمیون باشه که آپ کرده. *** آبجی سارای عزیز خواهش می کنم راستی به نظرم باید برگشته باشی دانشگاه. امیدوارم سال خوبی داشته باشی. *** هانی خانم شما لطف دارین و منم همینطور و موفق و سربلند و خنده رو و... باشی. راستی منظورتون چیه خوب نشون می دم و نکنه خودم چی؟ و در ضمن من ابدا حریف شما نمی شما. اعتراف می کنم. *** لی جردن عزیز بابت موضوعات ممنون و خوشحال می شم کتابتو بفرستی حتما توی قسمت کتابها می ذارمش. ** لاور هری عزیز حالا باشه دیگه می دونی اصلا تو زز هستی. می دونی یعنی چی؟ نمی دونی؟ چه بد! *** دیوونه عزیز شما یا تعریف اروتیک رو نمی دونی و یا می دونی و نمی خوای قبول کنی. در داستان های اروتیک به اعضای جنسی به وضوح اشاره می شه و شیوه عمل کاملا توضیح داده می شه در حالیکه در داستانهای رومانتیک از قضیه به صورت هنری می گذرند و اگر داستان مرا مطالعه کنید متوجه می شین داستان من کاملا بدین صورت هست. موفق باشید. *** فلیکس فلیسیس عزیز نمی دونم چرا از دست من عصبانی هستی ولی خوب به هر حال جواب می دم. در داستان من ولدمورت بین تماشاگران حضور نداره بلکه یکی از مرگخواراش رو پنهانی فرستاده و از دید اون به صورت جادویی استفاده می کنه تا مسابقه رو ببینه بهتره با دقت دوباره بخونید. در کل در مورد هری با شما موافق نیستم. بگذریم ولی به هر حال ممنون که داستانمو می خونین. راستی باید از داستان هرمیون بیشتر خوشتون بیاد. *** فلور خانم لینکتونو گذاشتم. امیدوارم از ما راضی باشین. راستی وبلاگ خوبی دارین خانم. و اما بعد داداش چند راه دیگر برای ذله کردن پدر و مادر فرستادند که می خونید: ۳۶) پول توجیبی شش ماهتان را جلوتر بخواهید. ۳۷) هر چیزی گفتند تکرار کنید. ۳۸) هر وقت از سر کار آمدند خانه بپرسید: "برایم چه آوردی؟" ۳۹) با اسباب بازی هایی که برایتان می خرند اصلا بازی نکنید. ۴۰) اسباب بازی هایتان را بفروشید. راستی این یه فلشی بود که می خواستم برای عید بهتون بدم ولی نشد. اینجا رو کلید کنید. چند جمله زیبای دیگر که هنوز از آقای مهدی محمدی است با هم می خوانیم: ۱) رابطه ی عاشقانه وجود ندارد چون عشقی وجود ندارد و عشقی وجود ندارد چون به غیر از تلخکامی چیزی وجود ندارد تلخکامی حاصل از... ۲) حقیقت در شناختی نیست که از آن پیدا میکنیم بلکه در نشاطی است که بر ما ارزانی میدارد.حقیقت چنان نشاطی است که هیچ چیز را توان فرو نشاندن آن نیست. ۳) چرا وقتی با کسی به مخالفت بر میخیزیم کما بیش همرنگ او میشویم.؟اخلاقمان ِ رفتارمان و... خیلی چیزهای دیگر دوستان لطفا در قسمت جغدهای این پست فقط نقد کنند و نظر بدن و بحث را برای پست بعدی بگذارند. شاد باشید و سربلند. خدانگهدار |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 19:23 توسط هرمیون گرنجر|
|
|
بحث روز... شماره شصت و پنج
|
|
لطفا از به کار بردن کلمات غیر اخلاقی، و شرکت در بحث های سیاسی و اعتقادی بپرهیزید. سلام دوستان شصت و پنجمین موضوع بحث نظرسنجی که پیشنهاد هری-فلور جردن عزیز بود، این هست: عنوان کتاب هفتم ممکن است چه باشد؟ از دوستان درخواست دارم تا در صورت داشتن پیشنهاد، موارد را در قسمت جغدهای پست قبلی ذکر کنند. متشکرم... و یا در صورت امکان به ایمیل ما بفرستید. داره موضوع هامون تموم می شه. حتما اگه پیشنهادی دارین بگین.
توجه کنید: در صورتیکه نظری و یا نقد و ایده ای دارید در پست قبل بیان کنید.... جغدهای در این قسمت پاسخ داده نمی شود.... متشکریم... شاد باشید و سربلند. خدانگهدار |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 17:50 توسط هرمیون گرنجر|
|
|
خوب دیگه...
|
|
سلامی به غمگینی غروب پاییزی خوبین بروبکس؟ ببینین هرمیون خانم گل رسیدن و احتمالا نمی تونن تا دو سه روز آپ کنن چون حسابی سرشون شلوغ باید باشه. اینه که آخرین بارو هم آپ می کنم ولی چون وقت زیادی ندارم مختصرا حرف می زنم. برین داستان هرمیونو بخونین: فصل 1 تا 10 فصل 11 فصل 12 فصل 13 فصل 14 بعدش هم بالاخره بعد از کلی انتظار جناب شاه یخی عزیزمون هم فصل بعدی رو دادند که می تونین همین پایینا بخونین. ولی قبلش بگم که ایشون گفتن دارن کتاب ارباب حلقه ها رو الکترونیکی می کنن اگه کسی مایل به کمک هست با ایمیل ice.subzero@gmail.com تماس حاصل کنه: فصل ۱ فصل ۲ فصل ۳ فصل ۴ فصل ۵ فصل 6 فصل 7 فصل 8 فصل 9 خوب یادم رفت بگم سیزده به در خوش گذشت؟ امیدوارم که همینطور باشه و زیاد تو ترافیک گیر نکرده باشین. عکس روز اینجا است. گالری مون هم اینجا است. خبر هم دارم اینکه جادوگر ماه رو رولینگ عوض کرده گرگان استامپ که زمانی وزیر معروف سحر و جادو بوده و در سال ۱۷۷۰ تا ۱۸۸۴ زندگی می کرده. و یه عکس جدید از جناب دانیل رادکلیف یعنی همین هری خودمون رو هم اینجا ببینید. دیگه خبری نیست. جغدها رو حتما(یعنی شاید!) فردا جواب می دم. و خلاصه همین دیگه... جمله های زیبای آقا مهدی: ۱) پدر کسی است که در برابر فرزند تظاهر میکند و خویشتن را مظهر قانون و عقل و تجربه که جملگی بر ساخته جامعه اند جلوه میدهد. ۲) عشق خاطره است خاطره ای که به انتظار حدوث و تجدد نشسته. ۳) ما چیزی را میبینیم که چشم امید بدان داریم و اندازه هر چیز را به قدر امیدی که بدان بسته ایم میبینیم. بعدش ادامه راههای ذله کردن... : ۳۱) سر به سر برادر یا خواهرتان بگذارید. 32) ار همه چیز برادر یا خواهرتان ایراد بگیرید. 33) برادر یا خواهرتان را تطمیع کنید تا تکلیفتان را انجام دهند. 34) موقع گرفتن عکس خانوادکی شکلک در آورید. 35) با پدر و مادرتان حرف نزنید. جواب هم ندهید. بابا اینجا بحث نکنین. چندبار بگم. فقط نقد کنین. |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 17:45 توسط هرمیون گرنجر|
|
|
بحث روز... شماره شصت و چهار
|
|
لطفا از به کار بردن کلمات غیر اخلاقی، و شرکت در بحث های سیاسی و اعتقادی بپرهیزید. سلام دوستان شصت و چهارمین موضوع بحث نظرسنجی که پیشنهاد لی جردن عزیز بود، این هست: آیا پرسی به ولدمورت می پیوندد؟ از دوستان درخواست دارم تا در صورت داشتن پیشنهاد، موارد را در قسمت جغدهای پست قبلی ذکر کنند. متشکرم... داره موضوع هامون تموم می شه. حتما اگه پیشنهادی دارین بگین. نتایج نظرسنجی نود و ششم: این نظرسنجی در مورد نقش روحها در کتاب هفتم بود که فقط ۷۵ شرکت کننده داشت که از این دوستان ۳۱ نفر گفتن نقش اونا مهم نیست و ۱۴ نفر گفتن نقششون حیاتی هست و ۱۲ نفر گفتند دامبلدور روح هست و ۱۰ نفر هم پدر و مادر هری رو روح می دونستند و ۸ نفر هم چیزی نمی دونستن.
توجه کنید: در صورتیکه نظری و یا نقد و ایده ای دارید در پست قبل بیان کنید.... جغدهای در این قسمت پاسخ داده نمی شود.... متشکریم... شاد باشید و سربلند. خدانگهدار |
|
2 نوشته شده در
جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 11:28 توسط هرمیون گرنجر|
|
|
مژده!!! مژده!!!
|
|
آقا ما مخلصیم. چطورین؟ خوبین؟ خونواده خوبن؟ خانم بچه ها؟ همه خوبن؟ ایول. راستی سلام! می گما خیلی باحاله نه؟ جغدها رو می گم. ۳۶۰ تا جغد داریم بعدش جالب اینجا است که فقط ۴۴۹ بازدید هست. خوب واقعا عالیه. فکر کنم رکورد هرمیون رو زدیم دیگه نه؟ ببینید من اینجا خیلی متاسفانه سرم شلوغ گشته است. هر وقت تعطیلی می شه همه این نامردا می رن مرخضی من چون کس و کاری ندارم مجبورم چنبره بزنم توی این شرکت و کار کنم. خلاصه واسه همین نمی تونم بیام دیگه. عذر خواهی می شود. و امروز هم یه روز از قولی که دادم زودتر رسیدم چون یه خبر خوب بهم رسید. یعنی خبر خوب برای شما. ام. اگه حدس زدین چیه؟... عمرا اگه حدس زدین!! د نه دیگه. حس ششمتون ضعیف برادر من. یعنی برادر و خواهر من. آهان هرمیون خانم دارن تشریف می یارن. امروز از عراق راه می افتن و فکر کنم دوازدهم مشهد باشن. خوب یه فصل دیگه از داستانشو سی شما می ذارم. که بخونین و شاد بشین. دانلود کنید: فصل 1 تا 10 فصل 11 فصل 12 فصل 13 بعدش جونم براتون بگه که این داستان ابلس جان یه اشتباهی شده بود که لینکاشو درست کردم. آره قربونش. و چند تایی خبر از دنیای گنده بک هری پاتر. اول اینکه من می گم این رولینگ بی جنبه هست شما هی بگین نیست. خوب بیاین دیگه طرف جایزه کتاب سال انگلستان رو برای شاهزاده نیمه اصیل برده. بعد رفته چه لباسایی پوشیده. آخه این چه وضعشه سنی ازش گذشته مثلا! عکساشو ببینین خودتون قضاوت کنین: 1 و 2 و 3 و 4 خوب چطور بود؟ حالا مهم نیست. یکی دوتا خبرهم این سایت جادوگران زده واسه خودش که اینجا و اینجا هستش. یه فیلم دارم از مصاحبه ای با عوامل فیلم پنجم که زمانش حدود ۴ و نیم دقه هستش. خودشه. همینجا رو بزنید. دیگه چی باس بذارم؟ آره آره یادمه هنوز یادمه. عکس روز رو می خواین؟ اینجا رو بزنین. اینجا هم کلی عکس داریم. یکی دوتا فلش جالب مناسب زمان امروز دارم براتون که می تونین حالشو ببرین. یکی اینجا و دیگری اینجا. بعدشم جمله زیبا هنوز از استاد مهدی محمدی: ۱) بچه ها به شوخی به قورباغه ها سنگ میزنند و قورباغه ها واقعا میمیرند. ۲) ریگ را برداریم وزن بودن را احساس میکنیم. ۳) آنچه درباره ی کسی میدانیم مانع شناخت وی میشود آنچه در باره او می گوییم با این پندار که میدانیم چه میگوییم دیدنش را دشوار میکند. ۴) زیبایی از عشق پدید می آید و عشق از توجه. خوب قبل از اینکه جغداتون رو جواب بدم ادامه راهها ذله کردن پدر و مادرا رو بگم واستون: ۲۱) غذای نیمه خورده تان را زیر تخت بگذارید بماند... هفته ها بماند. ۲۲) در تاریکی مطالعه کنید. ۲۳) وقت رفتن به خواب خواهش کنید نیم ساعت دیگر بیدار بمانید، بعد نیم ساعت دیگر، بعد نیم ساعت دیگر... ۲۴) دیر از خواب بلند شوید. ۲۵) از سرویس مدرسه جا بمانید تا مجبور بشوند با ماشین شما را برسانند. (ورژن جدیدش اینه که دیر از خواب بلند شید تا مجبور بشن ماشین رو بدن شما باهاش برین دانشگاه) ۲۶) به جای انجام تکلیف چرت بزنید. ۲۷) روزهای تعطیل که همه خوابند بیدارشان کنید. ۲۸) صدای تلویزیون را حسابی بلند کنید بعد بگویید: "خوب من نمی شنوم" ۲۹) وقتی مزاحم تماشای برنامه مورد علاقه تان می شوند بگویید: "ساکت" ۳۰) موهای برادر یا خواهرتان را کوتاه کنید. پاسخ جغدها: خوب چی انتظار دارین؟ ۳۶۲ تا جغد رو جواب بدم؟ هان؟ نمی شه که. پس مهماشو می گم. اوکی؟ *** لرد گوستفسون عزیز متاسفانه ایمیل این دوستمون رو گم کردم ولی مطمئنم اینجا رو می خونه و امیدوارم جواب بده. ها دیگه وقتی نظر نمی دین اینا هم قهر می کنن دیگه برادر من. *** نازنین خانم به به پس قرمزته دیگه؟ می خوای لو بدی منو؟ حالا که اینطور شد اصلا پسوردو عوض می کنم هرمیون نیاد. چطوره؟ داستان چطور بید؟ راستی در مورد شمردن باور کن منم بلدم بشمارم هان. *** آبجی سارا خوبم خانم؟ شوخی کردم. راستی چه خبره چرا کم سر می زنی؟ مهمون دارین؟ خلاصه ممنون از جغدت. *** سعید جان شما خوبی؟ مطمئنی؟ ام اگه نیستی بگو یه صحبتی داشته باشیما... در کل مخلصیم ولی مطمئنی خوبی؟ *** ریموس والرنوس... اینقده اسمت طولانی شده که دارم هنگ می کنم. عرض کنم که ما کی دعوا کردیم؟ من دیدم شهادته گفتم زیاد بگو بخند نکنم خدا رو خوش نمی آد. جون شما همین بود. خلاصه اینجوریا. مخلصیم. *** مینا خوب من اشتباه کردم اگه اشک خانومی رو در آوردم. من هر کاری بکنم اینجوری نیستم دیگه. آره قربونش. بعد در مورد آپارات توضیح ندادم؟ یعنی چی؟ ام و ممنون که ازم تعریف کردی الان دارم روحیه می گیرم. و در مورد داستان باور کنین وقتشو نمی کنم. *** هانی خانم خوبی شما؟ ولی خداییش اگه خواهرت خدای نکرده کاریش می شد گریه نمی کردی؟ من اگه شما کاریت بشه باور کن شاید گریه کنما... حالا اینو گفتم که مراقب خودت باشی و از این حرفا. *** لرد پاتر جان من داشتم شوخی می کردم برادر جان. در مورد وبلاگ یکی دوتا دارم ولی به درد نمی خوره یکیش انگلیسی هست و اونیکی هم دیگه توش نمی رم. هی خدا. امان. حیف که وقت ندارم. بازم ممنون. *** مسعود جان می بینم که داری همی طور پر رنگ می شی خلاصه خیلی پر رنگ شدیا. آره ایول. بعد یه نکته ای هست که متوجه نشدم. ببینم شما حالت خوبه؟ *** علی(الکساندر کان) عزیز به نظر من شما خیلی گلی و من هم خیلی حال کردم پس ازت خواهش می کنم که ادامه داستانمو بنویسی چطوره؟ آخه برادر من اگه وقت داشتم که می نوشتم. راستی فصل سی و سه الان که درسته. *** گراوپ جان ما کوچیکیم. ما مخلصیم ای بابا کف نزنین من خجالت می کشم.. ای بابا خجالت ندین بفرمایین خواهش می کنم بفرمایین... *** یاسمین خانم برای دانلود فصل های ۲۱ الی ۳۰ برین اینجا دانلود کنید. ممنون که داستانو می خوای بخونی و ... خوب بابت بقیه اش هم ممنون. *** ابلیس جان بابا آروم باش شرمنده نکش منو. خواهش می کنم نکش واااااای من مردم. پس دیگه نکش اوکی؟ مرده رو که نمی کشن. می کشن؟ *** فلیکس فلیسیس آخه شما چرا؟ شما که قراره خوش شانسی بیاری دیگه چرا می خوای حال منو بگیری؟ این اصولی که گفتی یعنی چی. یعنی باید چطور بشه که اصولی بشه؟ *** دیوونه عزیز داستان همه چیز داره هم جادویی و هم عاطفی و داستانهایی که خلاف هستند هیچگاه گونه ای که من می نویسم نیست. بلکه محض اطلاع می گویم این داستان ها رومانتیک هستند نه اروتیک. فکر نکنم چیزی فهمیده باشی نه دوست من؟ موفق باشی. *** لاور هری عزیز این دختر پسرایی که من می شانسم دستشون به هر کی نرسشه به من یکی می رسه می یان کلک منو می کنن دیگه... *** لی جردن عزیز بابت نظرسنجی ها ممنون بازم چیزی رسید بگو. در ضمن من داداش هرمیون هستم و ... بابت داداشت واقعا غصه خوردم و ناراحت شدم. واقعا متاسفم دوست خوبم. راستیر موضوع هاتو همشو برام بفرست به ایمیلم باشه. اینجوری گم می کنم. باشه؟ *** ویکتور عزیز هری از گردنبندش استفاده کرد که کار همان قرص رو می کنه. باید دقت می کردی دوست خوب. راستی ایمیل ندادی که. کوش؟ *** فلور خانم خوبی؟ من سخت نمی گیرم که. راستی منم همه حرفا شوخی بود ولی در کل اگه مجبور نبودم خلاصه عمرا رو حرفام می موندم حیف که... شوخی کردما. خلاصه شاد باشی. راستی الکس عاشق مادر رز بوده؟؟؟ ایده خوبیه هان ولی حیف که... *** هدیه خانم دیر شد ولی منظورم این بود که نقش روحها در ادامه داستان هری پاتر چی هست. همین. *** شکوه جان عکس های روز مونتاژ هست و الزاما عکسی از دنیای هری پاتر نیست. فقط عکسی در مورد هری پاتر است. همین. یادتون باشه که اینجا بحث نکنید تو رو خدا اگه می خواین برین جغدهای بحثی تون رو توی پست بعد بدین. باشه؟؟؟؟؟ خوب خداحافظ بروبکس! اینجا هم جای بدی نیست: |
|
2 نوشته شده در
جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 11:24 توسط هرمیون گرنجر|
|
|
بحث روز... شماره شصت و سه
|
|
لطفا از به کار بردن کلمات غیر اخلاقی، و شرکت در بحث های سیاسی و اعتقادی بپرهیزید. سلام دوستان شصت و سومین موضوع بحث نظرسنجی که پیشنهاد لی جردن عزیز بود، این هست: آیا تا بحال هری پاتر باعث دردسری برای شما شده است؟ از دوستان درخواست دارم تا در صورت داشتن پیشنهاد، موارد را در قسمت جغدهای پست قبلی ذکر کنند. متشکرم... داره موضوع هامون تموم می شه. حتما اگه پیشنهادی دارین بگین.
توجه کنید: در صورتیکه نظری و یا نقد و ایده ای دارید در پست قبل بیان کنید.... جغدهای در این قسمت پاسخ داده نمی شود.... متشکریم... شاد باشید و سربلند. خدانگهدار |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 15:19 توسط هرمیون گرنجر|
|
|
آتش بس! ما هم رفتیم...
|
|
شهادت حضرت رسول، امام مجتبی و امام رضا علیهم السلام رو تسلیت عرض می کنیم. سلام بر شما گلهای بهاری و نسیم های خوشبو! ویرایش: این متن مربوط به چهارشنبه هست که چون تعطیله الان می زنم. زدن تو حال ما منم امروز رو تریپ ادبی اومدم. چون دیگه تا دو سه روز یعنی حدودا تا ۱۱ فروردین نمی تونم آپ کنم. اگرم بیام فقط داستان هرمیون رو می ذارم و می رم. و همون طور رسمی می زنم می ره. بچه ها من هدفم فقط این بود که با هم بخندیم و جو اینجا یه کم شاد بشه. نه قصد دعوا و بی احترامی نداشتم و ندارم. حالا اینطوری نمی پسندین خلاصه شرمنده ام. بدی خوبی از ما دیدین ببخشین. عین بچه های آدم براتون این فصل از داستان خودم رو می ذارم. دیگه خلاصه به قول معروف نمی پیچونمتون. این فصل چند صفحه آخرش زیاد مناسب سنین زیر ۱۷ سال و بالای ۷۰ سال نیست. چرا گفتم هفده چون توی دنیای جادوگری سن قانونی هفده سالگی است و هفتاد سال رو هم که می دونین چرا.. آهان دیگه. خوب ای زیر دانلود کنید داستان مسخرمو: فصل ۱ تا ۱۰ فصل ۱۱ تا ۲۰ فصل 21 تا 30 فصل 31 فصل 32 فصل 33 فصل 34 بعدش دیگه دوباره داره سرم شلوغ می شه و فکر نکنم فعلا ها دیگه بتونم فصل جدیدی بیام. دیگه عرض کنم به حضور منور حضرات عالی که بله یه داستان دیگه هم داریم به نام دم سیاه و بلک استار. یعنی ستاره سیاه. از جناب شیطان یعنی ببخشید ابلیس. برین داستانو بخونین و لذت ببرید: فصل 1 تا 10 فصل ۱۱ فصل 12 فصل 13 فصل 14 یه دونه داستان عزیز دردونمون یعنی هرمیون خانم رو هم داریم که همون ۱۱ ام براتون می ذارمش. شرمنده دیگه بچه ها. مطمئنم که دلم برای همه شما تنگ می شه و فکر کنم دل شما هم برام تنگ بشه. (چه رویی دارم) بعد این راههای ذله کردن پدر و مادر ممکنه برای عده ای جالب باشه چند تا دیگه شو با هم می خونیم بعد بقیه شو می دم هرمیون بذاره. شاید ۱۱ ام خودم چند تا دیگه شو گذاشتم. با هم می خونیم: ۱۱) همه آب داغ حمام را مصرف کنید. ۱۲) همه کاغذ توالت ها را مصرف کنید و به جایش حلقه نو نگذارید. ۱۳) فقط دندانهای جلویی را مسواک بزنید. ۱۴) اصلا مسواک نزنید، فقط مسواک را خیس کنید. ۱۵) بعد از مسواک زدن شیرینی بخورید. ۱۶) صبر کنید یک نفر برود دستشویی بعد در را بکوبید و داد بزنید: "زودباش! فوری است!" ۱۷) وقتی پدرتان در حمام است آب داغ را باز کنید. ۱۸) هرکس تلفن زد نگویید کی بود و یا پیغامش را نرسانید. ۱۹) سیفون توالت را نکشید. ۲۰) رختخوابتان را مرتب نکنید. دیگه چی داشتیم؟ عکس روز هم می خواین؟ چشم اطاعت. می ذارم برات. ام. خداییش اندفه عکس جالبیه. خوب اینجا رو کلید کنید. صندوقچه عکسمون هم اینجاست. جملات زیبای ما رو هنوز منبعی که آقای مهدی محمدی فرستادند داره پر می کنه. می خونیم با هم: ۱) درد سیاه و سنگینیست میز تمیز و براقی بودن در گوشه اتاقی تاریک. ۲) خداوند زیرک است اما نا درست نیست. ۳) آنگاه که سندانی پا بر جا باش و روزیکه چکش گشتی محکمتر بکوب. ۴) هر گاه در برنامه ریزی شکست خوردید برای شکست برنامه ریزی کرده اید. خوب اگه زیاد از این جملات چیزی نفهمیدید به گیرنده های خود دست نزنید. چون منم چیزی نفهمیدم. خوب ببینم ته کیسه دیگه برام چی مونده... خوب یه چند تایی عکس بچه ناز دارم. اینجا رو کلید کنید. جالبه. یه فایل فلش مانند هم دارم که واقعا جالبه. این می تونه ذهن شما رو بخونه. کافیه اینجا رو کلید کنید. یه فلش هم سارا خانم در مورد سیزده به در برامون فرستادند که دست گلشون درد نکنه. موستون رو بیارین اینجا. خبر مهمی هنوز اعلام نشده. اگه بود براتون می زدم. ببخشید که نیست. یعنی برای خبر گشتیم نبود نگردید نیست. باشه؟ جوابیه جهت جغدهای پیشتاز و سفارشی دوستان گلم. در این قسمت فقط نظراتی رو می تونم جواب بدم که مهم بودند و ببخشید اگه نشد جواب همه رو بگم. باشه؟ با هم می خونیم: *** لاورهری جان اون عکسه چش بود؟ به اون باحالی هرچند من اشتباهی عکس روز امروز رو دیده بودم. شرمنده دیگه داداش. بابا ما با همین موبایلمون هم می خوایم کلاس بذاریم چرا می زنی تو پر ما؟ ای بابا خدااااا!!! *** هانی خانم عرض کنم که من نه رئیس پسرا هستم و نه رئیس وبلاگ و نه... فقط یه داستان توی این وبلاگ می ذارم همین. خلاصه بابت همه شوخی ها و حرفهایی که زدم عذرخواهی می کنم همینو می خواستین دیگه؟ نمی خوام رابطه دوستانه ما خراب بشه. ما رو ببخشین خانم. در ضمن بزرگی از خودتونه و من جای این تعریفا رو ندارم. تعارف می کنید. به هر حال موفق و شاد و خرم باشین. راستی من که قهر نکرده بودم. *** آبجی سارا دستت درد نکنه. شما هم؟ باشه... شوخی کردم. چرا اینقدر کم سر می زنی؟ دیگه هرمیون نیست تحویل نمی گیری خانم؟ راستی مادربزرگ عزیز امیدوارم مهمونداری خوش بگذره و چیزه. آهان به زودی من می رم بعد دلتون واسه من تنگ می شه. آهای... یکی تحویل بگیره... *** سعید جان چطوری داداش؟ چه خبرا؟ اکه هی... می بینی تو رو خدا چه روزگاری شده؟ بگذریم شاد باشی دوست گلم. *** مسعود جان داداش چطوری؟ خوبی؟ واقعا وقت حرف زدن با شما دل ادم باز می شه. یاد دورانای قدیم وبلاگ افتادم که شما ها زیاد می اومدین. خلاصه بگذریم. دنیاست دیگه. خوشحالم که چند روزی با هم بودیم. *** نازنین خانم خوبی خواهر؟ نگفتی کدوم وری هستی؟ آبی یا قرمز؟ راستی من یکی مخلص آبجی خوبی مثل شما هستم دربست. خلاصه اینجوریا. مراقب خودتون باشین. قربون شما. جغدهای زیبات حسابی وبلاگ رو رونش کرده. با پسرا هم قهر نکن باشه؟ *** لگولاس جان دیگه حرفهای من شد شر و ور بابا مرام معرفت. همه رو ترکوندی دیگه. ولی حالا جدی منم دوست داشتم باهاتون باشم ولی کارم زیاده. باید ببخشید. راستی ما اصلا کی رو داریم که بخواد بهمون نه بگو. دلت خوشه هان... آهای امان امان... *** س.ه.پ عزیز تولدت مبارک باشه و سال خوبی پیش رو داشته باشی دوست گلم. اون راه جدید ذله کردن هم خیلی با حال بود. مرسی. *** Undertaker جان عرض کنم که خبر مهمی نیست جز سلامتی شما و مشخصه که درس خوندن حسابی تاثیر گذاشته هان... *** عسل خانم ببخشید اصلا اشتباه کردیم خانمی. *** فلور خانم بابا من مگه چی کار کردم. اینقدر منو شما ها زدید که دیگه چیزی ازم نمونده تازه زیاد هم سر نمی زنی هیچ از قبلا کمتر سر می زنی مگه من چه گناهی کردم آی خدا بیا ببین این بندگانتو لااقل اینا رو آفریدی یه دستور العمل هم می دادی بفهمیم چی هستن! (شوخی کردم. یه آن جو گرفت.) خوب به هر حال ممنون از این که میای و حرف می زنی. بعدش عرض کنم که بحث باشه برای پست بعد و نظراتی که جواب لازم دارن رو اینجا بگین. باشه؟ خوب دیگه شرم رو کم کنم و خلاصه چمبره ام رو باز کنم و رفع زحمت نمایم. شما رو به خیر و ما را به سلامت. خداحافظ. راستی هنوز این لینکهای زیر برقراره هان: |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 15:17 توسط هرمیون گرنجر|
|
|
بحث روز... شماره شصت و دو
|
|
لطفا از به کار بردن کلمات غیر اخلاقی، و شرکت در بحث های سیاسی و اعتقادی بپرهیزید. سلام دوستان شصت و دومین موضوع بحث نظرسنجی، این هست: سوالهایی که باید در کتاب هفتم جوابش مشخص شود چیست؟ از دوستان درخواست دارم تا در صورت داشتن پیشنهاد، موارد را در قسمت جغدهای پست قبلی ذکر کنند. متشکرم... داره موضوع هامون تموم می شه. حتما اگه پیشنهادی دارین بگین. نتایج نظرسنجی نود و پنجم: این نظرسنجی که در مورد چگونگی رسیدن ققنوس بود ۵۹ شرکت کننده داشت که از این دوستان ۲۴ نفر گفتند از نفر قبلی رسیده و ۱۵ نفر گفتند دامبلدور پیداش کرده و ۱۰ نفر نمی دونستند و ۵ نفر گفتند چون دامبلدور خوب بوده بهش رسیده و ۵ نفر هم گفتند دامبلدور شانس آورده. نظرسنجی جدید وارد شد. لطفا شرکت فرمایید.
توجه کنید: در صورتیکه نظری و یا نقد و ایده ای دارید در پست قبل بیان کنید.... جغدهای در این قسمت پاسخ داده نمی شود.... متشکریم... شاد باشید و سربلند. خدانگهدار |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 11:29 توسط هرمیون گرنجر|
|
|
آقا ما تسلیمیم!
|
|
ای بابا! نزنین گوجه فرنگی نزنین، دهه قابلمه رو چرا بر می داری... لنگ کفش برای تو سری زدن نیست که هوی... یکی به داد من برسه... می پرسید چه خبره؟ اگه پسرید سریع سنگر بگیرید که جای سوال کردن نیست. شورش شده آهاااااااااااااااااای مردم کمک! خیلی خوب دیگه پاچه خواری بسه با یه فوت همه می افتن ها. سلام گوگوری مگوریها! خوبین؟ مخلصیم دربست. ببینم تو بساطم چی دارم؟ آهان چند تا خبر لوس که اولش اینه که دی وی دی جام آتش خیلی تند تند یک میلیون چهارصد هزار نسخه تاحالا فروش کرده و خلاصه تهیه کننده ها دارن حالشو می برن. بعد اینکه چند تا عکس دیگه از این کلبه حقیرانه هاگرید رسیده ببینید: 1 و 2 و 3 ... همین بودش. ها یک خبر دیگه هم هست. چیزه. آهان این ویزلی ها بلند شدند رفتن رم. نمی دونم ایران چشه اینجا نمی آن. وای فهمیدم ایران دخترای با کلاس نداره. (نزنین بابااااااا شوخی کردم.) خلاصه چند تا از عکساشون رو ببینید: 1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6 و 7 و 8 خوب یه لحظه ساکت دارم حرف می زنم. ساکت! آهان آفرین عکس روز رو می خوام براتون بذارم. اینقده نازه که نگو. این موستون رو اینجا کلید کنید. عکسدونی هم اینجاس. برای تست زمین لرزه های باحال اینجا رو کلید کنید و بلرزید. یه فلش هم هست یادم نیست چی بود ولی بدک نیست موستون رو بیارین اینجا! چندتایی جمله خوشگل: بازم از حاجی محمدی عزیز: ۱) دود از آتش نشان دهد و خاک از باد که ظاهر از باطن و شاگرد از استاد و فرزند از خانواده. ۲) مردان شجاع فرصت می آفرینند و ترسو ها و ضعیفان منتظر فرصت می نشینند. ۳) از دیروز بهره ببر در حال زندگی کن و به فکر فردا باش. ۴) مرد بزرگ به خود سخت میگیرد و مرد کوچک به دیگران. حس می کنم یه چیزیو فراموش کردم. چی بود؟ گودنایت کیس؟ اِاِاِ این حرفا چیه. زبونتون رو گاز بگیرین عیبه. آهان یادم اومد داستان بودش ولی امروز که داستان نداریم. اوی نزنین خیلی خوب بابا چون دادتون در اومده این داستان هرمیون رو هم می ذارم که خلاصه حالشو ببرین. فصل دوازدهمش هست و من فقط تا فصل چهاردهم رو دارمش. پس اینقده عجله چی؟ نکنین. آبریکلا. خوب دیگه این زیر بخونینش: فصل 1 تا 10 فصل 10 فصل 11 فصل 12 داستان خودم رو فردا فصل جدیدشو می ذارم. وای خدا بعدش باید برم یه مدتی قایم بشم. خوب یه داستان دیگه هم داریم که داستانی تخیلی جنایی داستانی و خلاصه باحال هست از ابلیش یعنی ببخشید ابلیس انگار منم معتاد این هری پاتر شدما. س رو می گم ش. همین پایین برین دانلود کنین: فصل 1 تا 10 فصل 10 فصل ۱۱ فصل 12 فصل 13 خیلی خوب دیگه شب خوش. هان؟ صداتون نمی یاد؟ قطع و وصل می شه. امان از این شبکه همراه. ای خدا من چرا اینقده پول دادم موبایل خریدم (منم دارم!! هاها) خیلثی خوب خودنمایی بسه. حالا جدی چی می گین؟ ها؟ جغدها رو جواب ندادم؟ خوب می دم. بفرمایین: این جغدها تبدیل شده به محل جنگ و خلاصه خط مقدم و از این حرفا. خوبه هنوز کسی شهید نشده. وگرنه که.. ام حرف سیاسی نزنیم. ببینید سعی می کنم جواب مهماش رو بدم: *** فلور خانم عرض کنم به حضور با سعادتون که امیدوارم الان دانلودش درست شده باشه. داستان خودم رو هم حتما فردا می ذارم بعد هم من کی بلبل زبونی کردم. خداییش راست نگفتم؟ خودتون قضاوت نمایید. راستی ممنون از اینورا بیاین. *** مهسا.ب عزیز برای دانلود چه مشکلی دارین؟ یه توضیحی بفرما. *** لاورهری عزیز داستان خودم رو فردا می ذارم. بعدشم من که با دخترا در نمی افتم اونا با من در می افتن. من فقط حقیقتو گفتم والا. *** مسعود جان مطمئنی تلگراف نمی کنی؟ چرا اینقده جملاتت کوتاهه؟ حالا سانسور خبری می کنی؟ باشه... دارمت. *** لرد پاتر عزیز حالا ما شدیم کرم ریز؟ دستت طلا دیگه. بابا ایول. *** محمد جان یه بار عرض کردم خدمتتون نویسنده داستانش تصمیم گرفته فعلا ادامه نده. برای همین بقیه اش نیست. اوکی؟ *** یاسمین خانم من امتحان کردم لینکش درست بود شما هم دوباره امتحان کن شرط می بندم درسته. *** هانی خانم من نمی دونم کدوم حرفتو نگاه کنم می گی دوست دارم بعد می گی می خوام سر به تنت نباشه. بعد هم جام تو قبره. داستان نبرد سیاه که فعلا نویسنده اش بی خیال شده. داستان خودم رو هم فردا می دم. بعدشم ماهم از همون ارادت ها داریم. راستی برای قتل من نقشه می ریزی؟ حالا اگه عکسمو دادم. هاها. (خنده شیطانی) زیاد جدی نگیر شوخی می کنیم بخندیم خانم. *** سعید عزیز من یکی که به کسی گیر نیستم شما رو نمی دونم. یه نگاهی به آمار تعداد پسرا و دخترا بنداز خودت می فهمی. خلاصه ما کوچیک شماییم داداش. *** چشم باباقوری عزیز بابا چرا بی وفا شدی سر بزن ازون شعرای نابت بگو برامون. راستی فلشت کار نمی کرد. چش بود؟ به هر حال ما مخلصیم. *** ریموس والرنوس عزیز ما کوچیک تر از این حرفاییم داداش. من کی چنین اهانتی به ساحت مقدش شما نمودم؟ زبانم بریده باد. می بینم که از این جکهای چیز چیز می گیا. وای وای. صبر کن هرمیون بیاد. *** دیوونه عزیز اگر قصد داشتم اینگونه که می گویید بنویسم طوری دیگر می نوشتم. کاملا متاسفم که چنین خواننده ای دارم. *** نازنین خانم سلام عرض می شه آبجی. خوبین شما؟ انگار سایه ما رو با تیر می زنین دیگه.. باشه... حالا یه جوابیه عرض کنم اینکه بعضی پسرا به دخترا احترام می ذارن دلیل اینه که می خوان گولشون بزنن و دخترا هم چه زود گول می خورن. نه؟ شوخی کردما نزنین. بعدشم یه نگاهی به آمار دختر و پسرا بندازین باشه؟ در مورد هوش پسرا باید بگم که باهوشن که دانشگاه نمی رن. چون دانشگاه رفتن که نون و آب نمی شه خواهر من. راستی همش شوخی بودا... خوب من نه قرمزم نه آبی.. بلکه قهوه ای مایل به سبز هستم. ولی جدی زیاد فوتبالی نیستم شما چطور؟ راستی اون لینکها تا چند ساعت دیگه درست می شه باید بتونید دانلود کنید. مشکلی دیه نداره. *** حاج رضا اگه حاجی هستین بعیده از شما حرفایی که می زدین. ما نقدهایی که لحن غیر اخلاقی داشته باشه رو بدون خوندن پاک می کنیم. افتاد الان؟ موفق باشی و شاد و از این حرفا. *** لی جردن بعضی از موضوعاتت تکراری هست رفیق. ولی به هر صورت جای قدردانی داره. راستی جواب کدوم سوالت رو ندادم؟ آهان یه چیز دیگه چند روز پیش یکی از بچه داشت یه کتابی می خوند به نام صد و یک راه برای ذله کردن پدر و مادرها. دیدم کتاب جالبیه گفتم چندتایی از راه هاشو براتون بنویسم حالشو ببرین: ۱) سوپتان را هورت بکشید. ۲) با دهان باز غذا بخورید. ۳) ناخنهایتان را بجوید. ۴) بعد از آروغ زدن نگویید "معذرت می خواهم." ۵) به گربه یا سگتان (یا جغد و یا هر موجودی دیگر - خودم گفتم ها.) روی میز غذا بدهید. ۶) سر میز دماغتان را فین کنید. با صدای بلند. ۷) وقتی شام می آورند دماغتان را بگیرید و بگویید: "پیف پیف این بوی چیه میاد" ۸) توی شیرتان حباب درست کنید. ۹) با دهان پر از شیر آنقدر بخندید تا از دماغتان بیرون بزند. ۱۰) نگاهی به بشقابتان بکنید و بگویید: "من سیرم" بعدا بستنی بخواهید. خوب برای امروز بسه. بقیه شو فردا می گم. باشه؟ جغدهای اینجا فقط برای چی هست؟ آبریکلا. بحث و نظرسنجی رو بذارین توی بعدی! حالا دیگه بای بای. خداحافظ. عزت زیاد! اصلا به این لینکهای زیر یه وقتی سر نزنین ها. ویروس داره: |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 11:22 توسط هرمیون گرنجر|
|
|
بحث روز... شماره شصت و یک
|
|
لطفا از به کار بردن کلمات غیر اخلاقی، و شرکت در بحث های سیاسی و اعتقادی بپرهیزید. سلام دوستان شصت و یکمین موضوع بحث نظرسنجی که پیشنهاد لی جردن عزیز بود، این هست: نقش روح ها در داستان هفتم و نبرد نهایی چیست؟ از دوستان درخواست دارم تا در صورت داشتن پیشنهاد، موارد را در قسمت جغدهای پست قبلی ذکر کنند. متشکرم... داره موضوع هامون تموم می شه. حتما اگه پیشنهادی دارین بگین.
توجه کنید: در صورتیکه نظری و یا نقد و ایده ای دارید در پست قبل بیان کنید.... جغدهای در این قسمت پاسخ داده نمی شود.... متشکریم... شاد باشید و سربلند. خدانگهدار |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 18:9 توسط هرمیون گرنجر|
|
|
حال کردین؟
|
|
سلام خوشگل عسلا! (با پسرا بودم بابا!!!) خوب من هی بال بال می زنم چرت و پرت می نویسم بعد شما اینقده کم سر می زنین؟ بابا مرامتونو! حالا مهم نیست. داشتم چی می گفتم؟ آهان انرژی هسته ای حق مسلم ماست. خوب چه ربطی داشت به هری پاتر؟ من نمی دونم. خودتون برین ربطشو پیدا کنید. بعدش عرض کنم به حضور با سعادتون که فصل جدید داستانمو نوشتم ولی جرئت نمی کنم بذارم. چراشو که دیگه خودتون می دونین. راستی یه سوال دارم. خداییش این جی کی (نویسنده کتاب هری پاتر رو می گم آی کیو ها) این جی کی خیلی جو گرفته اش هان... پیرزن خجالت نمی کشه با این سر و وضع آرایش می کنه میاد بیرون؟ آخه سر پیری و معرکه گیری؟ خوب چرت و پرت بسه ببینید اینم از فصل هشتم داستان چی بود؟ آهان طلسم تقدیر... وای وای چی داره می شه.... خیلی توپ نوشته این بازی کن. یعنی این نویسنده. از شاه یخی عاجزانه متقاضی مندیم که بابا بقیه شو بفرست بیاد دیگه جماعت تو کف داستانت هستن. بله. دانلودش کنید، حالشو ببرید: فصل ۱ فصل ۲ فصل ۳ فصل ۴ فصل ۵ فصل 6 فصل 7 فصل 8 بازم یه دونه داستان داریم که خیلی توش کارت بازی و ورق بازی و از این حرفاست. نه شک نکنید. بابا اینجوری نگاه نکنید دیگه. اهه. منظور از این کارتهای رزمی هست. خلاصه داستان این ابلیس خان هم جالبه وا. بخونید ضرری نمی کنید. تضمین می کنم. اسم داستان هم هست نمی دونم چی بود؟ دم سیاه. و خورشید.. نه چیز آهان ستاره قرمز. همین پایین دانلود کنید: فصل 1 تا 10 فصل 9 فصل 10 فصل ۱۱ فصل 12 بعد یه چیز دیگه ببینید این هرمیون سرکارتون گذاشته بود. به شما گفته پنج فصل در حالیکه به من فقط سه فصل داده. حالا من قول می دم یکیشو فردا براتون بذارم. اوکی؟ گیر ندین دیگه هی نگین این داستان هرمیون کوش؟ داستان هرمیون هست ولی دلتون بسوزه عمرا اگه براتون بذارم. یعنی فردا. باشه؟ خبر مبری هم نداریم. یخته! (به زبان شیرین ترکی یعنی نداریم.) می خواستم یه جک بگم دیدم بی ادبیه نمی گم. یعنی می گم ولی دخترا نخونن. پسرا گوششون رو بیارن جلو... آهان الان می گم. دهــه قرار شد دخترا نخونن دیگه. زرنگین؟ حالا که اینطور شد اصلا نمی گم. پسرا میل بدن بهشون بگم. راستی حالا که هرمیون نیست بگم بدونین این دخترا هرچی کلاس رزمی برن فایده نداره. پس بی خود وقت خودتون رو نگیرین هی برین کلاس. آخرش چیزی نمی شین. برین یه اسپری فلفل بخرین اگه بلد نیستین کجاس بگین دردرجه اول داداشا بعد باباها بعد هم نامزدی چیزی داشتین بگین براتون بخرن که اگه خدای نکرده... آره دیگه... افتاد؟ عمرا اگه امروز عکس روز رو بدم نامردم. یعنی نامرد که نه ولی خوب. چی؟ می گین خوب به درک. ندم؟ حالا که اینطور شد می دم تا حالتون گرفته بشه. اینجا رو کلیت کنید و یه عکس اوشکل از زوج جوان هری و جینی ببینید. اینجا هم معدن عکس هاست. یه فلش توپ دارم واستون که کلی تریپ و باحاله. می تونید کله منو باهاش طراحی کنین. می خواین ببینیدش؟ د پس کلید موسو بزنین همینجا. کی گفته جواب جغدها رو نمی دم؟ هان؟ نه شما بگین کی گفته؟ خوب من اصلا نزده به سرم و کاملا سالمم فقط مشکل اینجاست که هرمیون اینجا نیست بهم گیر بده. حالا جوابتونو بخونید. راستی اگه کسی از شوخی من ناراحت شد منو ببخشه دیگه. شرمنده. *** مسعود جان ببین عمو منو مسخره می کنی باشه حالا...حالا اسمو بچه شونو چی گذاشتن؟ نکنه از اون گردنبندای جینی داشتن؟ خلاصه یه تریپ ضدشورش راه بندازین که من سرم نره یه وقتی. راستی حالا به حرف زدن من می خندی؟ ها؟ کجاس خنده داره اینو بگو بدونیم؟ *** شاه یخی عزیز ای کسالت که گفتی یعنی چه؟ من نوفهمم. بابا بشین داستانو بنویس تنبل خان. منتظریم هان. بدو! *** لاورهری جان این خبرو چرا باید سانسور کنم؟ بابا همه جا سانسور اینجا هم سانسور حقیقته همه باید بدونن... آهای مردم تهاجم فرهنگی داره می یاد بخورتون! *** س.ه.پ عزیز شما به جرم محارب اعدام می شوی. هاهاها (خنده شیطانی) *** مینا جان بابا ایول ما رو فقط برای داستان لازم داری دیگه... بابا ایول مرامو! حالا جدی.. جواب سوالات: هری قدرتش در حدی است که قصد رز رو می فهمه و می تونه فکرشو رو بخونه در ضمن می تونه با تحدی برابر معجون راستگویی مقاومت کنه. فیلم ماتریکس رو دیدین؟ خوب ببینید وقتی هری از دیدش استفاده می کنه دیگه اشیاء رو به شکلی که ما می بینیم نمی بینه بلکه به شکل نقطه هایی از انرژی و نور می بینه و زمانی که بخواد دنیا رو به شکل حقیقی ببینه بازم به عینکش احتیاج داره. چطور بود؟ *** سعید جان این حرفا چیه پسرا که جیگر نمی شن نکنه شما هم آره؟؟؟!! حالا در مورد داستان باید فکر کنم شاید یک جلد بیشتر ننوشتم. *** هانی خانم من الان می رم خودمو می کشم میام. باشه؟ می گم چیزه... شوخی می فرمایید. ما از همون قدیما ارادت داشتیم. خلاصه شاد شدیم. *** ریموس والرنوس جان خوب بیدی؟ ولی ببین عموجان این فصل ها رو اگه بخوام زیپ کنم حجمش فرقی نمی کنه امتحانش کردم چون همش متنه. ولی خوب می تونی برای دانلود فصل ۲۹ همینجا رو کلید کنی. می گم از روی وبلاگ یه کم بلند شو یه تنفسی بکنیم بعد در خدمتتون هستم. *** روفوس خان شما لطف داری باباجون. می گما اینقدر از داستان من بد نگو واسه سلامتیت بده وا. از من گفتن. *** فلور خانم من کجاش شیطونی کردم؟ می بینم که برام رقیب پیدا شده باید حساب کار خودمو بکنم. می گما ای فصل بعدم رو نوشتم و به زودی می فرستم بیاد. قربون شما. *** مهدی جان ایول! *** یه بیکار عزیز چرا بیکار؟ بیا کلی کار برات سراغ دارم ولی خوب اونا پسوردش این بود: (harrypotter2000) اوکی؟ *** لیلا خانم ایمیل رو خدمتتون گفتم. شاد باشید. *** لی جردن جان موضوعات تریپسی بود دستت طلا بازم بفرست بیاد. قربونت. *** آبجی سارا خوبی شما؟ داداش خوبن؟ مامان بابا؟ همه خوبن. من شیطونم؟ پس شیطون کیه؟ ام.. من حالم خوبه؟ صداتون نمی آد.. الو؟ الو؟ *** بهادر عزیز الان دارم کلی ذوق می کنم. یک کم دیگه تعریف کن حالشو ببریم. بعدشم باید بگم این فصلهای جدید در اصل هر دو فصلش یک فصل هست و دنباله همدیگه است. برای همین کوتاه شده ما شرمنده آقاجون. برین تو کف این جمله ها از حاج آقا مهدی محمدی: ۱) انسان مجموعه ای از آنچه دارد نیست بلکه مجموعه ایست از آنچه هنوز ندارد اما می تواند داشته باشد. ۲) افتادن در گل و لای ننگ نیست.ننگ این است که آنجا بمانی. ۳) شکست بیش از موفقیت آموزنده است کسیکه اشتباه نمیکند هرگز به جایی نمیرسد. ۴) استعداد بزرگ بدون اراده بزرک وجود ندارد. یه خبر بودش که یادم رفت. ام چی بود؟... آهان سایت شولاستیک رفته یه سری فیلم و از این چرت و پرتا از دنیای هری پاتر وارد سایتش کرده که مثل ما بازدید کننده اش زیاد بشه ولی عمرا! حالا شما هم اینجا رو کلید کنید بد نیست. گناه دارن. بابا چند بار بگم. شما مگه سوات ندارین؟ می گم فقط نظرات و نقدهایی که قراره جواب بدیم رو اینجا بگین. شما نوفهمین؟ اینجا بدین و بحث رو بذارین توی پست بعدی. مفهوم شد؟ دوزاری افتاد؟ باریکلا! خوش باشین بروبکس! خداحافظ! برین خرید کنین برشکست شدن: |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 18:7 توسط هرمیون گرنجر|
|
|
بحث روز... شماره شست
|
|
لطفا از به کار بردن کلمات غیر اخلاقی، و شرکت در بحث های سیاسی و اعتقادی بپرهیزید. سلام دوستان به زودی تصمیم دارم تغییری در قسمت بحث روز بذارم که باید جالب باشه. منتظر باشید. شستمین موضوع بحث نظرسنجی که پیشنهاد علیرضای عزیز بود، این هست: ققنوس چگونه به دامبلدور رسید؟ از دوستان درخواست دارم تا در صورت داشتن پیشنهاد، موارد را در قسمت جغدهای پست قبلی ذکر کنند. متشکرم... داره موضوع هامون تموم می شه. حتما اگه پیشنهادی دارین بگین. نتایج نظرسنجی نود و چهارم این نظرسنجی در مورد جاودانه ساز هفتم بود که ۱۴۹ شرکت کننده داشت که از این افراد ۶۶ نفر گفتند خود هری است و ۳۱ نفر گفتند از ریونکلاست و ۱۹ نفر کلاه گروهبندی رو می دونستند ۱۰ نفر شمشیر گریفندور و ۲ نفر چیزی از هافل پاف. ۲۱ نفر نیز چیزی نمی دونستند. نظرسنجی جدید وارد شد. لطفا شرکت فرمائید.
توجه کنید: در صورتیکه نظری و یا نقد و ایده ای دارید در پست قبل بیان کنید.... جغدهای در این قسمت پاسخ داده نمی شود.... متشکریم... شاد باشید و سربلند. خدانگهدار |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 13:11 توسط هرمیون گرنجر|
|
|
دیدین اومدم! دالی!
|
|
سلام بروبکس!!
هرمیون نیست منم می خوام کلی حالگیری و خلاصه از این حرفا بکنم. اونایی که داستانمو می خونن می دونن که من یکی حسابی مرد سالاری و از این حرفا دیگه. حالا دور از شوخی من زیاد حال روده درازی و خلاصه خوردن سرتون رو ندارم. یعنی نه که حالشو نداشته باشم جرئتشو ندارم. چون می ترسم اگه حرفی بزنم باز همه علیه من شورش کنن. خوب برم سر اصل مطلب. اصل مطلب چیه؟ آهان دقیقا درست گفتین داستان خودم دیگه. به قول هرمیون می تونید روی لینکهای زیر دانلود کنید. فقط من موندم این هرمیون چرا می گه لینکهای زیر. باید بگه لینک زیر. چون فصل جدید فقط یک لینک هست. (مثلا می خواستم زیادی حرف نزنم.) راستی نظرتون رو هم بگین: فصل ۱ تا ۱۰ فصل ۱۱ تا ۲۰ فصل 21 تا 30 فصل 31 فصل 32 فصل 33 خوب حالا بازم می خوام حرف بزنم. اممم... آهان. ببینین چقدر شما رو دوست دارم که براتون فصل جدیدمو زدم. و قول می دم که تا آخر تعطیلات یه فصل دیگه بدم که متاسفانه کاملا مثبت ۱۸ خواهد بود. ام و داستان بعدی هم داستان شاه یخی هست که خداییش داره قشنگ می نویسه. امیدوارم زودتر بقیه فصلهاشو بده. این پایین دانلود کنید: فصل ۱ فصل ۲ فصل ۳ فصل ۴ فصل ۵ فصل 6 فصل 7 بازم یک کم حرف بزنم. نه بابا جا نزنین. باید بخونید ببینید چی دارم می گم. اهه. بخونین دیگه.. دارین می خونین؟ آهان.. اهم. خوب باشه خودمو نمی لوسم. یعنی لوس نمی کنم. چون پسرا لوس نیستن بلکه دخترها لوس هستند. باور کنین. خوب چی می خواستم بگم؟ آهان داستان ابلیس عزیز یعنی دم سیاه هم رسیده که می تونید روی لینکهای زیر دانلود کنید: فصل 1 تا 10 فصل 8 فصل 9 فصل 10 فصل ۱۱ حالا نوبت چی بود؟ عکس روز؟ نخیر هم! کاملا اشتباه گفتین. امروز چندتایی خبر داریم. اول یک عکس از فیلم پسران دسامبر که دانیل رادکلیف توش بازی کرده و می تونید با کلید کردن دقیقا همین جا عکس رو ببینید... هاهاها کلید کردین نشد؟ خوب اینجا رو کلید کنید. چیه؟ گول خوردین؟ عکس روز بودش؟ خوب اشکالی نداره پیش می آد. حالا خداییش اینجا رو کلید کنید و ببینید. خبر بعدی اینکه جناب دانیل خان رادکلیف گفتند که قرار بوده توی فیلم برداری هفته پیش خانم کتی لیونگ (چو چانگ) رو ببوسند. بعد سرما خوردند کتی خانم بهشون لب نداده. خلاصه گفته امروز پریدی کتی جون، فردا تو چنگی کتی جون! و کتی خانم هم گفتند که من واقعا احساس عصبی و هیجان زدگی دارم. اوا خواهر! خبر بعدی اینکه جدیدا بعضی صحنه های اتاق نیازمندیها، جنگل ممنوع و بیرون راندن آمبریج توسط سانتورها فیلم برداری شده است. بازیگر نقش کراب هم اعلام کرده که کارگردان جدید خیلی ناز هست و این فیلم از جا آتش بهتر می شه و منم می گم عمرا!!! حالا هم عکس روز که متنش رو کپی می کنم: می تونید با کلید کردن اینجا عکس روز را مشاهده کنید و با کلید کردن این لینک به شاخه عکسهای روز بروید... واه واه چقدر ادبی! یک جمله تقریبت کمی تا اندکی باحال از جناب مهدی محمدی: ۱) بزرگترین دردها حماقت وبالاترین داروها مرگ و گرانترین متاع عقل است. (پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله) ۲) سکوت هرگز اشتباه نمیکند. ۳) بسیار افتد که ابهت و شجاعت سود ندارد و هر دانش که بدانی روزی به کار آید... ببخشین سوات ندارم سه تا جمله بود. یعنی بیشتر بود ولی فعلا همینا بسه. این قسمت جواب جغدها از همه حال گیری تره. بابا تو رو خدا بی خیال. نمی شه جواب ندم؟ نمی شه؟ ای بابا... باشه بابا جون جواب می دم ولی اونایی که خیلی مهمه.. مثلا مال همه دخترا! بابا شوخی کردم نزنید. باشه. همه رو جواب می دم. مهماشو! *** مسعود عزیز کلی خندیدیم. این بیچاره رو ولش کن خودش شرش کم شده. سال خوبی داشته باشی و از خلاصه از این حرفا. *** شاهزاده دورگه عزیز اون دست من نیست متاسفانه که اسکنش کنم. باید ببخشی دیگه. جاودانه ساز هفتم که خود ولدمورت بود منظور جاودانه ساز ششم بوده بود. اینم یه فعل جدیده دیگه. *** لاورهری عزیز ممنونیم که این طرفا هستی. خوب چه خبر؟ خوش باشی دوست من. حیف شد که از داستانم خوشت نمی آد. *** لرد گوستفسون عزیز سایه مال هری است و داستان نبرد سیاه هم ظاهرا دیگه ادامه نداره متاسفانه. *** ریموس-لوپین عزیز توی اینترنت دوستان منو امید صدا می کنن شما هم دوست داری به این اسم صدا کن. در مورد جواب قبل هم قصد ناراحت کردنتونو نداشتم. خوش باشی. *** سایراس وادر کریسر عزیز ولدمورت خیلی در سطح هری نیست و کسانی او را پشتیبانی می کنند که در قسمتهای بعدی با آنها روبرو خواهیم شد. اگر دقت می کردین در همین فصل اخیر نکته بسیار مهمی وجود داشت. در مورد داستان هم باید بگم واقعا وقت نوشتن رو دیگه ندارم. وگرنه علاقه اش که هست. *** نرگس عزیز می دوستم منظوری نداری شوخی کردم همین. سال شادی داشته باشی و خوش باشی. *** مینای عزیز شما با اولین نظرت جزو ما حساب می شی. و از ما هستی. ام.. و حق داری داستانم کمی پسرونه هست و از این بابت متاسفم. باید منو ببخشی. امیداورم از بقیه شم خوشت بیاد. راستی کد ۰۵۰ موجود است. با ایمیل فروشگاه تماس بگیرید. ممنونم *** لی جردن عزیز واقعا جالب بود و ممنونم. از نظراتت هم امیدوارم یادم باشه در نظرسنجی استفاده کنم. شاد و خوش باشی. *** بهادر عزیز خوشحالم که برگشتی و دل همه ما هم بری شما مسلما تنگ شده بود. امیدوارم سال جدید رو بیشتر با ما باشی. همین. *** هری-فلور عزیز همچین چیزی واقعیت نداره و در هی مح رسمی اعلام نشده فقط باید یه شایعه باشه همین. خوش باشی. *** روفوس عزیز اگر می خواستم خودم لینکشو می ذاشتم. ماسفم. موفق و خوش و شاد باشی. سه خط آخر رو هم که کپی می کنم. ولی حتما بخونین. باشه؟ شاد باشید و سربلند. خدانگهدار |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 23:13 توسط هرمیون گرنجر|
|
|
بحث روز... شماره پنجاه و نه
|
|
لطفا از به کار بردن کلمات غیر اخلاقی، و شرکت در بحث های سیاسی و اعتقادی بپرهیزید. سلام دوستان به زودی تصمیم دارم تغییری در قسمت بحث روز بذارم که باید جالب باشه. منتظر باشید. پنجاه و نهم موضوع بحث نظرسنجی که پیشنهاد Unknown عزیز بود، این هست: جاودانه ساز هفتم چیست؟ ممکن است خود هری باشد؟ از دوستان درخواست دارم تا در صورت داشتن پیشنهاد، موارد را در قسمت جغدهای پست قبلی ذکر کنند. متشکرم... داره موضوع هامون تموم می شه. حتما اگه پیشنهادی دارین بگین. نتایج نظرسنجی نود و سوم این نظرسنجی در مورد جینی و هری بود که ۱۵۰ شرکت کننده داشت و از این دوستان ۷۴ نفر گفتند که فراموش نکرده و ۳۰ نفر گفتند که فکر نمی کنم و ۱۱ نفر گفتند مسلما و ۴ نفر گفتند احتمالا و ۳۱ نفر هم حال مرا پرسیدند. نظرسنجی جدید وارد شد. لطفا شرکت فرمائید.
توجه کنید: در صورتیکه نظری و یا نقد و ایده ای دارید در پست قبل بیان کنید.... جغدهای در این قسمت پاسخ داده نمی شود.... متشکریم... شاد باشید و سربلند. خدانگهدار |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 9:2 توسط هرمیون گرنجر|
|
|
سال نو... اربعین...
|
|
فرارسیدن اربعین حسینی را تسلیت عرض می کنم. روز پربرکت نوروز و سال نو را گرامی می داریم. سلام دوستان خوب امروز روز آخری هست که من وبلاگ رو آپلود می کنم و بعد از همه شما حلال بودی می طلبم. برام دعا کنین. داداشم در این مدتی که من نیستم امیدوارم که به وبلاگ برسن. ولی مشخص نیست چه روزهایی بیان. و دیگه حرف اضافی نزنم. می تونید فصل یازدهم از داستانم رو روی لینکهای زیر دانلود کنید: فصل 1 تا 10 فصل ۹ فصل 10 فصل 11 دوستان دیگر از جمله ابلیس و شاه یخی داستانشون رو فرستادند که سعی می کنم بدم داداش فردا بذارند توی وبلاگ. از این دوستان عذرخواهی می کنم. در ضمن مادر بزرگ شاه یخی عزیز هم فوت کردن که بهشون تسلیت می گیم. و اما بعد چند خبر دارم براتون اول اینکه جناب خانم رولینگ در مراسمی حاضر شده بودند با شوهرشون که عکسهای ازشون به همراه ماسکشون به دستمون رسیده است. می تونید روی لینکهای زیر ببینید: مصاحبه ای تازه با کروم و چو و سدریک و فلور هم جدیدا صورت گرفته که می تونید با کلید کردن اینجا دانلود کنید. حجمش فکر کنم حدود هفت مگابایت هستش. خوب خبرهام تموم شد. و اما بعد قسمت عکس روز رو داریم. می تونید با کلید کردن اینجا عکس روز را مشاهده کنید و با کلید کردن این لینک به شاخه عکسهای روز بروید. و جمله زیبای امروز هم از لاورهری عزیز: دوستان لطفا در قسمت جغدهای این پست فقط نقد کنند و نظر بدن و بحث را برای پست بعدی بگذارند. شاد باشید و سربلند. خدانگهدار |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 8:59 توسط هرمیون گرنجر|
|
| قسمتهای وبلاگ |
|
صفحه نخست جغد الکترونیک آرشیو فروشگاه هری پاتر داستانهای وبلاگ گروه ترجمه کلکسیون عکس عکس، محفل ققنوس فیلم، محفل ققنوس |
| درباره وبلاگ |
در این وبلاگ شما بی نظیرترین فایل ها - جدید ترین عکس ها و بیشترین اطلاعات را بدست خواهید آورد ... حتما سر بزنید.... همه چیز از هری پاتر شامل عکس و فیلم و خبر و داستان و ...
|
| نویسندگان |
|
هرمیون گرنجر سینا افسانه وصال عزرائیل چو چانگ |
| پیوندهای روزانه |
| آرشیو پیوندهای روزانه |
|
نظر سنجي
|
|
خبرنامه
|
|
جغددونی
|